سلام بچه ها الان يه تاپيكي ديدم ياد اين خاطره دوران مجرديم افتادم
من تو دانشگاه يه خواستگار داشتم كه خيليم سمج بود و پيگير كه باهم قرار بذاريم بريم بيرون بيشتر اشنا بشيم
خلاصه بعد كلي اصرار رفتيم بيرون سر ظهر بود، منو برد كافي شاپ يه چايي بهم داد😐😐😐 اصلا به روش نياوردم گفتم حالا دفه اوله عيبي نداره (البته بگما من اصلا بنده غذا نيستم ولي رفتارش برام مهم بود كه خسيس نباشه)
اين اقا زنگ ميزد كلا ده ثانيه حرف ميزد ميگفت سلام خوبي خداحافظ، همين😐😐😐
شك كردم به خساستش گفتم چرا كم زنگ ميزني گفت من با چت راحت ترم ؟! گفتم بيشتر بيا بريم بيرون ، كلا در طول سه ماه يبار اومد، گفت كار دارم ولي فهميدم بخاطر پول بنزينه چون يه شهر ديگه بود( وضع ماليشم خوب بود)
يبارم يه صفحه برام ترجمه كرد پولشو گرفت😐😐😐 مترجم زبان بود، خلاصه باش كات كردم
يه خاطره ديگمم مربوط به يه اقايي بود كارمند بانك حقوق بالا خونه بالاشهر ، سنشم از من ده سال بزرگتر بود ، اينم از طريق واسط اشنا شديم با كلي اصرار رفتيم بيرون ،رفتيم فست فودي، من برا اينكه صورتم كثيف نشه تو قرار اول فقط سالاد سزار سفارش دادم، اونم پيتزا، دفه دوم خواستيم بريم سينما گفت انشاا.. شام امشب مهمون شماييم ديگه😐😐😐 تو دلم گفتم بيشعور من فقط يه سالاد سفارش دادم اونم نخوردم ، تو بايد الان پول اون سالادو ازم بگيري، با اونم دعوا كردم و كات
تازه يادمه با افتخار ميومد از روابط نامشروعش تعريف ميكرد كه جوونيام شيطنت زياد كردم با هفت هشت نفري رابطه داشت،با افتخار ميگفتا
موندم چطور بعضي مردا ميتونن انقدر بي كلاس و بدبخت باشن با يه خانوم قرار بذارن بعد بگن تو حساب كن
موضوع اصلا پولش نيستا چون خداروشكر من وضعمم خوب بود موضوع بيشعوري و منفعت طلبي طرفه
اين مردا چطور ميخوان خرج زنشونو بدن ؟؟؟
خدارو هزار مرتبه شكر الان شوهرم خيلي خوبه
يه نصيحت از من به دختراي مجرد زن سه تا مرد نشن
يكي مرد خسيس
دو مرد هوسباز و خيانتكار
سوم مرد بددل