عروسیم قرار بود مرداد باشه قبل کرونا سالن رزرو کرده بودیم و کلی هزینه ی کلیپ و چیزای دیگه ولی با این وضعیت کنسل شد میخوایم همینطوری بریم خونمون خیلی حس بدی دارم واقعا دلم گرفته از همه بدتر اینکه ببینی یه سری آدمای اطرافت از این وضعیت خوشحال باشن این بیشتر از هر چیزی واسه من دردناک 😞😭😭😭 چرا آخه اینطوری شد من حتی جشن عقدم نداشتم گفتیم عروسی میگیریم
هر کس ز ولایت و ولیّ دور شودهمسایه ی دشمناست و منفور شود!پروانه صفت، گِرد ِعلی میگردیمتا دیده ی هر فتنه گری کور شود💚❤️سردارشهیدم ؛این روزها ، نبودنت بر شانهٔ بغض تنهاییمانخیـراتِ اشڪ می ڪنـد . . .💚❤️
صاحب یه شغل اینترنتی با درامد عالی هستم،میتونم به شماهم معرفی کنم و شاهدتغییر زندگیتون باشید😊شغلهای اینترنتی دارن جایگزین شغلهای سنتی میشن...حرفهای بیل گیتس رد جدی بگیریم که میگه،اگرشما صاحب یک شغل اینترنتی نیستید متاسفانه باید بگم شغل شما رو به نابودیه!......شغلهای سنتی دارن ازبین میرن..با جهان و تغییراتش هماهنگ باشیم..خدا این راهو جلوی پام گذاشت🌸خدایاشکرت
شلوارپلنگی🐅 اراذل و گنگسترِ شهر آمل و حومه🤣🥸🍻خب لامصب من اگ پروفمو عوض کنم ک اینجا دیگ کسی منو نمیشناسه ک🤣😒🤌🏽 والا بخدا...اصاب نداشته ی منو نداشته تر میکنن با این کاراشون وَ بنازم کاربری را که همه او را با پروفایلش میشناسند:)
واسه حل گره های زندگیم یه صلوات میفرستین .اللهم صل علی محمد وآل محمد وقتی تو امضاتون میزنین صلوات من میفرستم براتون فقط حال ندارم اعلام کنم😄❤ من مطمئنم خونه ام سه تا اتاق داره با یه حیاط که توش حوض داره تابستونا میخوابیم داخلش😍و یه آشپزخونه ی بزرگ و خوشگل من تو اون خونه نفس میکشم وخوشحالم و بچه هام سالم وسلامت بزرگ میشن من مطمئنم خدایا کمکم کن 😍یا نُورُ یا بُرْهانُ، یا مُبینُ یا مُنیرُ، یا رَبِّ اکْفِنی الشُّرُورَ وَ آفَاتِ الدُّهُورِ وَ أَسأَلُکَ النَّجَاهَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ❤️بسم الله الرحمن الرحیم اَلحَمدُللهِ الّذی عَرَّفَنی نَفسَهُ وَ لَم یَترُکنی عُمیانَ القَلب اَلحَمدُلله الّذی جَعَلَنی مِن اُمَّهِ محمد صَلی الله عَلَیه وَ آله اَلحَمدلله ِ الّذی جعلً رِزقی فی یَدِه وَ لَم یَجعَلهُ فی اَیدی النّاس اَلحَمدللهِ الّذی سَتَرَ عُیوبی وَ عَورَتی وَ لَم یَفضَحنی بَینَ النّاسِ.❤️ ماشاالله ولا حول و لا قوه الا بالله❤️
غصه نخور عزیزم ایشالا بعد کرونا ی جشن ساده بگیرین😞
در سرزمینی که سقفها سوراخاند از مردم میخواهند به باران شک نکنند.نان هر روز کوچکتر میشود، اما دستانی که آن را میپزند، هر روز بزرگتر. عجیب نیست که شهر فرو میریزد، وقتی نگهبانانش، معمار ترکها هستند.مردم ساکتاند و سکوت، نه از ترس، که از شمارش می آید. شهر پر از اسم هاییست که دیگر صدا ندارند، اما از حافظه پاک نشدهاند. هر چه بیشتر حذف میکنند، حافظه فشرده تر میشود؛ و چیزی که فشرده شود، اگر نترکد، میبرد.این وضع ماندنی نیست، چون با خاموش کردن صدا، معنا از بین نمیرود؛ فقط عمیقتر میشود. آنها به این آرامش دل بستهاند، بی آن که بفهمند سکوتی که با زور ساخته شود، تکیهگاه نیست. ما این اسم ها را به خاطر میسپاریم ، نه برای سوگواری همیشگی، برای این که فراموشی، آخرین چیزیست که اتفاق نخواهد افتاد.... #ahura