من اعتقاد نداشتم، تا اینکه یکی از فامیلا اومد خونه ام
گفت خونه مال خودتونه؟ گفتم آره
گفت ماشین دم در مال شماست؟ گفتم آره
شوهرم دید ما دوتا زنیم رفت بیرون
همین ک پاشو از خونه گذاشت بیرون شوهرم زنگ زد گفت موتور ماشین سوخت یه دفه 🤐🤐
ماشین هییییچ عیبی نداشت بی دلیل موتور اومد پایین
ده روز پیش هم یکی دیگه اومد خونمون، همش یجوری نگام میکرد و میگفت هیکلت بیسته ها و فلان و اینا
همین ک رفت بیرون از بالا پله ها پرت شدم بیست پله رو اومدم پایین تا یه هفته نمیتونستم رو باسسن بشینم
نابود شدم نابوووود
خلاصه ک اعتقاد پیدا کردم