2821
2789

بچه هاااا😱دیشب من و شوهرم رفتیم تو اتاق واسه..... وایساده بودیم یهو در اتاق باز شد😨😨😨من پشتش از این ترمزها گذاشته بودماااا. کردم بچمه وحشت کردم فرار کردم بعدش دیدم خبری نشد رفتم تو سالن دیدم بچم خوابه😨😨😨

دکتر فاضلی هستم متخصص نینیسایت😎😁😁😁خدایا کاربری تمام ظالمین رو از این جهان لغو کن.آمین یا مدیر عالمین🖐🖑

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

دیشب دوستم اومده بود خونمون هی دراتاقم باز و بسته میشد گفتیم بیا تو بابا دهنمون سرویس کردی😂😂

بیشعور دیشبم هی سیفون توالتو میگشید😂

بعد چندماه برگشتم😍❤فدای @bellatrixlstrang بشم ک پشتمو خالی نکرد💋پاترهدم  ادمک خرنشوی گریه کنی ؛ کل دنیا سراب است بخند🍃

بچه ک بودم ۸ سالم بود بابام داشت میرفت نون بخره من دراز کشیده بودم ب پهلو دوتا دوستم پشت بود بد یهو دو تا دست دستامو گرف کوچولو بود دستاش حتی استخون دستشو تکون دادم مث انسان بود ب بابام گفتم خندید بهم رفت  اونم دستاشو کشید رفت منم چون حالت خوابیدنم اون شکلی بود نمیتونستم پشتمو ببینم ولی نترسیدم نمیدونم چرا 


یه روز همه کسایی که باورت نداشتن برای دیگران تعریف میکنن که چطور باهات آشنا شدن🤗

دم صبح چشمام رو باز کردم دیدم تابلوی روی دیوار به وحشتناک داره چپ و راست میشه دوباره خوابم برد،صبح دیدم روی دیوار کج مونده

انقدر چیزای عجیب میدیدم از وقتی اعتقادم رو به این چیزا از دست دادم دیگه ندیدم

🌈🖤⛵

ی شبم خواب نداشتم  و حال روحیم نرمال نبود رفتم تو حیاط 

ما خونمون ویلاییع بعد در اتاق خوابمون کع وا میشع میری تو حیاط و میشع حمام دستشویی 

من دم پلع نشستع بودم ساعت4صب صدای اهنگ بی کلام میومدم ی ریتم باحال داشت اول فک مردم از بیرونع اما بیرون کسی نبود 

میدونستم صدا از حمامع اما نادیدع گرفتم اما هر چی بیشتر دقت میکردم از حمام بود 🙁بعد پنج دیقع پاشدم اومدم داخل ترسیدم اما رمق نداشتم پاشم

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

یه بارم ساعت ۴ صب خونه تنها بودم یه نیم تنه با شورتک پام بود یهو ی چیزی ببخشید مثل اب منی ربخت رو دستم بی رنگ بود ولی بوی وایتکس میداد فقط جییغ میزدمو گریه میکردم زود اسنپ گرفتم رفتم خونه خالم اونشب واقعا حالم بد بود صبش مامانم اومد خونمون گف تو کشوهارو ریختی بیرون اون دعای رزقو روزیمونو انداختی وسط پذیرایی گفتم نه خلاصه دو هفته نتونستم برم خونه

یه روز همه کسایی که باورت نداشتن برای دیگران تعریف میکنن که چطور باهات آشنا شدن🤗
ن منتظر اسی😐میخاس تاپیک بزنه

اها😅گفتم هیشکی بامن کاری نداره داشتم ذوق مرگ میشدم دختر😂😂😂

بعد چندماه برگشتم😍❤فدای @bellatrixlstrang بشم ک پشتمو خالی نکرد💋پاترهدم  ادمک خرنشوی گریه کنی ؛ کل دنیا سراب است بخند🍃
2790
2823
2791
2779
2792