ی شبم خواب نداشتم و حال روحیم نرمال نبود رفتم تو حیاط
ما خونمون ویلاییع بعد در اتاق خوابمون کع وا میشع میری تو حیاط و میشع حمام دستشویی
من دم پلع نشستع بودم ساعت4صب صدای اهنگ بی کلام میومدم ی ریتم باحال داشت اول فک مردم از بیرونع اما بیرون کسی نبود
میدونستم صدا از حمامع اما نادیدع گرفتم اما هر چی بیشتر دقت میکردم از حمام بود 🙁بعد پنج دیقع پاشدم اومدم داخل ترسیدم اما رمق نداشتم پاشم