پسرم ۱۵ ساشه شوهرم شغلش طوریه که هر یک هفته یکبار میاد و میره از لحاظ مالی مشکل داریم در امد همسرم خوبه ولی انقدر بدهی و ...داره که الان دو ساله واسه خودمو دخترام یک دست لباس نخریدم ولی در عوض پسرم می دوشه شوهرم هم که نیست هر چی پول بده با سر و صدا و حمله به من و خواهراش ازم میگیره من میترسم به دخترام ۴ ساله و ۲ ساله ان اسیب بزنه .بخدا از دستش خسته شدم شوهرم از کاراش خبر نداره بفهمه از خونه یا بیرونش میکنه یا به حد مرگ میزندش میترسم بهش بگم .خودم شدم این وسط بدبخت از هر راهی بخدا وارد شدم انقدر سعی کردم باهاش رفیق باشم همش سوء استفاده میکنه و تقاضاهاش بیشتر میشه .از دستش گریه میکنم بهم حمله میکنه باز شروع کردی مسخره بازی در نیار و یهو دیوونه بازی در میاره چاقو بر میداره خودمو میکشم .چند بار با گریه ازش گرفتم و بعدش معذرت خواهی کرده ولی واقعا احساس خطر میکنم بخدا سر زانوی شلوارام پوسیده جدخترام دارن لباس های فامیل رو میپوشن پسرم رحم نداره .طلاق می گیرم برم از دست این زندگی نحس راحت شم خودم تحصیل کرده ام افتادم توی یک خانواده روانی .نمیدونم درکم میکنید یا نه .از شوهرم هم میترسم درخواست طلاق کنم