2777
2789
عنوان

همسایه جدیدما😟

| مشاهده متن کامل بحث + 1745 بازدید | 89 پست

ماهم طبقه ی اولیم طبقه ی بالاسرمون خیلی ادمای بی فرهنگین بچه و پدر مادر انگار یورتمه میرن تو خونه دیشب ساعت ۱میخ میکوبیدن خیلی اذیت میکنن چندبار هم تذکر دادیم گفت هر وقت که بیدارین بگین که ما راحت باشیم🙄ولی اگه یکم مثل شما رعایت میکرد بیشتر میتونستم باشون کنار بیام

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کلی برنامه میتونی براشون تو خونه برنامه ریزی کنی بچه هم با پاور بانک وصل نیس که ۲۴ساعته بخواد بازی ک ...

من برنامه دارم براشون مثل خودم روی کاغذبراشون برنامه میزارم،کارتن،ورزش،پازل وجورچین،آب بازی،خمیر و....تاشب

🤲 اللّهُمَّ عَجِّل‌ْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج 🤲
وا این چ حرفیه مگه بچه اوناست😑

خب میفهمه مدیریت دوتا بچه چقدر سخته و درک میکنه 😐حالا من یچی گفتم خخخخ

اقا ما یروز اومدیم یه ادم خوشگلو خوشتیپو بغل کنیم تق خوردیم به ایینه به همین برکت قسم😎😉
ای لعنت به کسی که اپارتمان رو اورد تو ایران اول باید فرهنگ اپارتمان نشینی  داشت بعد یه چیزیو او ...

دقیقاا
فرهنگ خیلی مهمه

همسایه بغلیه ماهم که دیوار به دیواریم دوتا دختر بچه داره که الان اوج بدو بدوشونه،انقدر که ارومن،بعد از ظهرا میرن تو حیاط کلی بازی میکنن،یا میرن تو بالکن بادبادک درست میکنن اویزون میکنن،صدای خنده هاشون میاد یا صدای بلبل زبونیاشون😍ولی بهشون فهموندن که نباید پاشونو محکم بزنن زمین یا بدو بدو کنن همسایه ها ناراحت میشن،کلی بازی هست که بچه باید یاد بگیره تو اپارتمان،یبار نصفه شب بچشون از تخت افتاده بود یه جور وحشتناکی گریه میکرده،من شنیدم که داشتن ارومش میکردن که همسایه ها بیدار نشن،دیدن گریش قطع نمیشه از خونشون رفتن بیرون

فرداش کلی معذرت خواهی کرد گفت بعدش بردیمش با ماشین چرخوندیم که یوقت از صدای گریش همسایه ها بیدار نشن

اونوقت طبقه بالایی دوتا پسر داره یکسره در حال وحشی بازی

انقدر مدیر ساختمون بهشون تذکر داره انگار نه انگار

اخرش صاحبخونه گفته تمدید نمیکنم فقط بریییید

این که تایم استراحت و اینام به نظر من منطقی نیست،مگه تایم استراحت همه ی ادما یکیه؟

ماهم طبقه ی اولیم طبقه ی بالاسرمون خیلی ادمای بی فرهنگین بچه و پدر مادر انگار یورتمه میرن تو خونه دی ...


وااای کامل میفهممت😢

واسه ما تو ۱۰ واحد فقط یکی اینجوریه که ریددددده به کل ساختمون

من برنامه دارم براشون مثل خودم روی کاغذبراشون برنامه میزارم،کارتن،ورزش،پازل وجورچین،آب بازی،خمیر و.. ...

خوب کاری میکنی وقتی ادم بچه داره و تو اپارتمان میره باید کاملا مدیریت کنه بچه هارو چون بچه ها متوجه نمیشن اما شما که متوجه میشی باید مدیریتشون کنی بخدا ما  روانی شدیم از دست همسایه هامون و فرار کردیم

تا خدا با من است زمانه با من است .
دقیقاا فرهنگ خیلی مهمه همسایه بغلیه ماهم که دیوار به دیواریم دوتا دختر بچه داره که الان اوج بد ...

والا من به خاطر کارم شاید کلا ساعت ۲ به بعد خونه بودم ولی الان دیگه ۲۴ ساعته  خونه  هستم خودمم  میدونم قرنطینه بوده کرونا هم هست حتی به بچه ها گفتم خودم سه تا بچه هستن ولی رفتار هاشون مث ادمای ۲۰ ۳۰ ساله  هست انقدر که مودب هستن انقدر که بچه های گلین اونوقت  بالایی ما دوتا بچه زبون نفهم داره ۱۷ رو هم رد کردن ولی هنوز که هنوزه همون احمقی بودن که بودن

همسایه پشتی ما، نوه هاش غروبا میان تو حیاط یکسررره جیغ میزن فقط دلم میخواد بدونم اینا هرروز چی میخوان اینجا😑خدایی من بودم تا الان حنجره م پاره شده بود😕

خدایا فقط تو رو دارم ،مرسی که هوامو داری ،من تا ابد عاشقتم
منزل پدر همسرم هست ونه ساله ساکن هستیم ،اولین باره این مورد پیش اومده

اسی اگه کف خونت سرامیکه، فرشی موکتی چیزی بنداز، یکم عایق میشه صدا کمتر میره

باورکن بچه همسایه پایینی ما انقد جیغ میزنه، من کاری ندارم، یه روز شوهرم خونه بود گفت این چقد جیغ میزنه اه، بهش گفتم چکار داری، ما خودمونم شاید صدا داشته باشیم، به هرحال باید تحمل کرد

شما هم بهشون بگو ما که اینجا بودیم شما که انقد حساسید دقت میکردید کی همسایتونه بعد میومدید

من جات بودم یه آتو ازشون میگرفتم هروقت گیر دادن منم گیر بدم بهشون

اگه بشر این اصل رو رعایت کنه قطعا دنیا جای قشنگ تری میشه:وقتی از اعماق وجودت احساس میکنی زندگیت رو نکبت فرا گرفته بچه دار نشو! 😒ظلمِ ظالم، جورِ صیاد، آشیانم داده بر باد... ای خدا، ای فلک، ای طبیعت... شام تاریکِ مارا سحر کن... 🤲😢😞😞😞مشغول قتل‌عام روزها هستم‌!💔ما دهه شصتیا تو زندگی ازهرچی میترسیدیم سرمون اومد، از هرچی نمیترسیدیم هم سرمون اومد، یه سری چیزای متفرقه هم بود اونا هم سرمون اومد، یه سری چیزا هم اصلا مربوط به ما نبود ولی سرمون اومد، یه چیزایی حتی وجود خارجی نداشت ولی اونا هم سرمون اومد، لامصب معلوم نیس کله ست یا میدان مغناطیسی😒😒😒 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاش من حسنی بودم و توی دِه شلمرود، تک و تنهابودم، و عین خیالمم نبود که نه قلقلی نه فلفلی نه مرغ زرد کاکلی هیچکس باهام رفیق نیست، و تنها دغدغه ام این بود که تنها روی سه پایه، بنشینم توی سایه☹️☹️ من به فکرِ خستگی های پَرِ پرنده هام، تو بزن تبر بزن... من به فکرِ غربتِ مسافرام، آخرین ضربه رو محکمتر بزن🍁🍃اون درختِ سربلندِ پُرغرور، که سرش داره به خورشید میرسه منم منم، اون درختِ تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم، من صدای سبزِ خاکِ سُربی ام، صدایی که خنجرش رو به خداست، صدایی که توی بُهتِ شبِ دشت، نعره ای نیست ولی اوجِ یک صداست🌳🍃🍃سنگ است که میزند به سینه هرکس فقط برای خود😔 بیزارم از این خلقِ دورنگ و از ناکسان و هرکسی😒
وااای کامل میفهممت😢 واسه ما تو ۱۰ واحد فقط یکی اینجوریه که ریددددده به کل ساختمون

اره دقیقا بهش میگم لطفا میاین داخل ساختمان در ورودیا اروم ببند زیر سر ماست بچم خوابه میگه اخه من هر جا میرم درا ول میکنم بسته بشه من ک حق مونا حلال نمیکنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792