دیشب عقد دوست صمیمیم بود
ما خیلی وقته ک دوست صمیمی هستیم و خیلی دختر ماهیه
باهم عاشق شدیم
هر روز درباره مسائل عاطفیمون حرف میزدیم
اما برای من رابطه اصلا شروع نشده تموم شد من موندمو یه دنیا بغض و افسردگی
اما اون ب عشقش رسید و دیشب عقدش بود الهی ک خوشبخت بشن من دیدم ک چقدر میخاستن همو...
خانوما سال زیادیه که میگذره و من تو این ۵ سال اصلا نتونستم وارد هیچ رابطه عاطفی بشم و حتی خاستگارم نداشتم
زندگیم کاملا پوچ و بی معنیه
اشکام بی وقفه میباره از چشمام
خیلی احساس سر خوردگی و تنهایی میکنم
روزای سخت منو دوستمو فقط خودمون دو تا و خدا میدونه
اما الان اون کجاست و من کجا😔
هیچ کسو ندارم که درد دلمو بهش بگم
توروخدا یه چیز بگین دلم اروم بگیره