سلام...
من از بچگی دائما این ترس باهام بود و همیشه اگ هوا یکم تاریک میشد و هرکدوم از اعضا خونوادم بیرون بودن استرس دیوونم میکرد طوریک معدم بهم میریخت کلا...گوشی هم ک باب شد با زنگ زدن دیوونشون میکردم و اگ دیر جواب میدادن دائما بدترین اتفاقا رو تصور میکردم..نسبت ب مادرمم بیشتر اینطوریم..تنها ک بیرون میره دیوونه میشم با اینک سلامته و هیچ مشکلی نداره...همش میترسم از دستشون بدم شبا نفسشونو چک میکنم...از وقتیم خالم فوت شده بدترشدم
کسی همچین مشکلی داشته یا داره؟
دوست ندارم روانشناس برم باید چیکار کنم؟ واقعا اذیت میشم