2821
2789

خرافاته

دلم برای شبای خونه روستایی مادربزرگم تنگ شده شبایی که رو لحاف و تشک یخ غلت میزدیم   شبایی که با صدای قور قور قورباغه ها جیر جیر جیرکا خوابمون می‌برد آخ که چه آرامشیییییی  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وات دا فا..؟ 

بهترین دیالوگی که توی عمرم شنیدم:امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...💔
واقعااااا، ولی خوب من به فال نیک گرفتم 

خوبه که عزیزم به همه چیز با انرژی مثبت نگاه کنی چون بالاخره اونم خونش سرشار از زندگیه

دلم برای شبای خونه روستایی مادربزرگم تنگ شده شبایی که رو لحاف و تشک یخ غلت میزدیم   شبایی که با صدای قور قور قورباغه ها جیر جیر جیرکا خوابمون می‌برد آخ که چه آرامشیییییی  
2790
2823
2791
2779
2792