تو ماشین بودیم شوهرم نمیدونم چه کاری کرد من بهش گفتم نکن اونم گفت ولم کن بابا همیشه عذابم میدی من هنگ کردم و بدتر اینکه خواهرشوهرم همراهمون بود بعدش شوهرم بهد نیم ساعت دید من حرفی نمیزنم شروع کرد مثلا از دلم دربیاره بدترش کرد و گفت سیما همیشه پریشون به خنده و منم بیشتر عصبی شدم و گفتم یعنی چی هر چی دوست داری میگی خودت همه رو عذاب میدی پریشون هم خودتی دیگه هیچی نگفت و وقتی رسیدیم خونه اومد گفت شوخی کردم و این حرفا و.. ولی من انگار دیگه نمیتونم ببخشمش آخه من چیکاز کردم چرا اصلا گفت. دیشب هم گفتم بهش ما انداره هم نیستیم فرق داریم با هم و بعدش یه دعوای حسابی و حرفای بد بینمون. حس می کنم دیگه نمیتونم
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱