تو ماشین بودیم شوهرم نمیدونم چه کاری کرد من بهش گفتم نکن اونم گفت ولم کن بابا همیشه عذابم میدی من هنگ کردم و بدتر اینکه خواهرشوهرم همراهمون بود بعدش شوهرم بهد نیم ساعت دید من حرفی نمیزنم شروع کرد مثلا از دلم دربیاره بدترش کرد و گفت سیما همیشه پریشون به خنده و منم بیشتر عصبی شدم و گفتم یعنی چی هر چی دوست داری میگی خودت همه رو عذاب میدی پریشون هم خودتی دیگه هیچی نگفت و وقتی رسیدیم خونه اومد گفت شوخی کردم و این حرفا و.. ولی من انگار دیگه نمیتونم ببخشمش آخه من چیکاز کردم چرا اصلا گفت. دیشب هم گفتم بهش ما انداره هم نیستیم فرق داریم با هم و بعدش یه دعوای حسابی و حرفای بد بینمون. حس می کنم دیگه نمیتونم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید