دیشب خونه مادرشوهرم مهمون بودیم دوتاخواهرشوهرام اونجا بودن بعد شام من رفتم طرف بشورم با اصرارو پاچه خواری که ابجی تو نشور من تنها میشورم و کلی احترام که میزارم طرف خورشت منو شوهرم رو سینک به یکیشون گفتم این 4 تا گوشت دارم ابجی اینم بریز چون اونا قاطی میکنن به قابلمه با یه لحن بد بهم گفت میریزم فلانی نترس اونم میریزم بعد من گفتم منطور نداشتم ابجی بخدا بعد بشقابمو با حرص برگردوند تو قابلمه بیا آح .منم به شوهرم گفتم کلی بحث شد
تو تربیت فرزند کوشا باشید....من همون najvaye manهستم ک چشام آبیه😁😁کلی عکس گذاشتم چند نفر تازه میشناختنم بخاطر بی ادبی یکی دیگه ترکیدم...نترکونینن توروخدا باجنبه باشیم
آبجی آبجی کردنت منو کشت ... کی تا حالا خواهر شوهر شده آبجی🙄
وای,منم خیلی بدم میاد
😡وقتی مخاطبم تو نیستی ،تحت هیچ شرایطی ریپلای نکن که بخوای افکار پوسیده خودت رو به زور تو مغز من بچپونی،چون اینقدر لجباز هستم که تا ته دنیا باهات کل کل کنم،حتی اگر به قیمت حذف کاربری جفتمون تموم شه..پس وقتی جوابمو بده که فقط مخاطب حرفم تویی.تاماااااام😡