خلاصه منو شوهرم اومدیم گفتیم چجوری بگیریم خونه رو واز این حرفا
که سرو کله ی جاریم پیداشد و
گفت که من نمیزارم و راه پله مشترک میشه منم گفتم خدایی نکرده نه شما نه ما آدمای بدی نیستیم خب راه پله مشترک باشه مگه چی میشه...
گفت اصن میخوام وقتی بچه دارشدم (هنوز بچه نداره)
پسرم بیاد طبقه بالای خودم و دوستندارم شما بیاید:/
منم خیلی نارحت شدم
جالب اینجاس پدرشوهرم راضیه و زمین وملک همش مال اونه