دوستان جاریم چند روز دیگه بچه ش دنیا میاره میخواستم با شوهرم برویم خونشون ولی از مادرشوهرم میترسم اونجا باشه باهش قهرم میترسم یه حرفی بزنه من جوابش بدهم جاریم دلش خوش بشه اگر جوابشو بدهم پیش جاریم بعد بگه دیدین حرفم راست بود داره زبون میکشه مجبورم سکوت کنم جلوی جاری اعصابم خورده خیلی
اینقدر بدم میاد از اینایی که به زندگیه بقیه گیر میدن که نگووووو.همش میخوان بگن چون ما این کارو کردیم بقیه هم باید این کارو بکنن در غیر این صورت بی خانواده و بی فرهنگ و اینجور چیزان.گلم تو راه خودتو برو ما هم راه خودمونو میریم.😎😎😎