بچه ها...اینو ببینید برای جهاز عروس....والا بخدا این کارا معصیت داره😁این چیه اخه...این چه رسمیه...والا ما که اصلن رسم جهاز بردن و جهاز دیدن نداریم...هر کی هر چیزی خرید مبارکش باشه...شما ها که فارس هستین یا ترک یا هر جا..انصافا بیاید این رسمارو منسوخ کنید...خدارو شکر که ما نداریم....
من یک زن موفق و قدرتمند هستم....به خودم افتخار میکنم من همزمان یک مادر هستم...یک کارمند..یک همسر...یک عروس...یه دختر...یه خواهرشوهر...یه زن داداش...یه خواهر...ویه دوست....و تمام سعی ام اینه تو همه موارد خوب باشم....البته اگر از دعواهای محیط کار فاکتور بگیرم😬💗💗🥰🥰
ای پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بیطاقتم، و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده، آکنده است؛ و این در حالی است که تنها تو میتوانی آن اندوه را از میان برداری و آنچه را بدان گرفتار آمدهام دور کنی. پس با من چنین کن، اگر چه شایستهی آن نباشم، ای صاحب عرش بزرگ.
دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃 امضامو هفتهای یکبار بروز میکنم🤗😍
من یک زن موفق و قدرتمند هستم....به خودم افتخار میکنم من همزمان یک مادر هستم...یک کارمند..یک همسر...یک عروس...یه دختر...یه خواهرشوهر...یه زن داداش...یه خواهر...ویه دوست....و تمام سعی ام اینه تو همه موارد خوب باشم....البته اگر از دعواهای محیط کار فاکتور بگیرم😬💗💗🥰🥰
ومن دوباره هديه اي ب زيبايي مادرشدن گرفتم(٢٨-٠٨-٩٩) بزرگترین کادوی تولدم رو (۲۸-۰۸-۹۸) از خدا گرفتم بیبی چکم مثبت شد الهي هزاربارشکر ۲۶-۰۹-۹۸ امروز دکتر تپش قلب مورچمون رو شنید😍١-١١-٩٨ امروز رفتم غربالگري خداروهزاربار شكر همه چي عالي بود ي نيني ناز ك دائما شيطوني ميكرد و خودش رو ميكوبيد ب در و ديوار دلم❤️😍😍 ۱۰-۱۲-۹۸ امروز فهمیدم ی دختر کوچولوی ناز تودلمه😍 خدایا شکرت بابت همه ی نعمتهات و دختر نازمون❤️مامان جان صدای قلبت رو واضحتر از همیشه شنیدیم و باهاش بغض کردیم ان شاءالله ۱۲۰سال بتپه قلبت مادر❤️ تا جایی هم ک تونستی شیطونی کردی و منم با دیدنش دلم قنج میرفت 😍 بابات کلی ذوق کرده بود ازینکه تو دختری😍😍 ٢٦-١٢-٩٨ امروز براي اولينبار خيلي واضح لگد زدن و تكون خوردنت رو حس كردم انقد ذوق زده شدم ک یلحظه نفس کشیدن یادم رفت 😍 بابایی هم دستش رو گذاشت رو دلمو تو محکمتر تکون خوردی و کلی کیف کرد🥰 ١٦-٠١-٩٩ امروز دوباره صداي قلبتو شنيدم عروسك مامان😍 هنوز باورم نميشه ك دارم ميشم مامان ي نازدونه دختر همش واسم مثل خواب ميمونه ك دائم دعاميكنم واقعي باشه😍 ۲۰-۰۲-۹۹ مامان جان امروز تو سونو گرافی دکتر گفت وزنت ۱۴۸۴ گرم هستش گفت خیلی خوب وزن گرفتی😍 من قربون اون شکم قلمبت🥰 ٢٧-٠٣-٩٩ عروسك نازم مانلي جونم امروز دكتر گفت ك ٢٣ روز ديگه مياي بغلمون گفت ك رشدت خيلي خوبه😍 من هنوز باورم نميشه ك واقعا شدم مامان جوجه خانوم انگار همين ديروز بود ك همش باخدا حرف ميزدم و دعا ميكردم ك زودي بياي تودلم🙈😍 خدايا ب هركس ك منتظره نيني بده لطفا انتظار خيلي تلخه🙏🏼❤️ ٣١-٠٣-٩٩ نازدونه دخترم امروز رفتم اخرين سونو رو انجام دادم شدي ٢كيلو و ٧٠٠ گرم (۲کیلوو۹۳۰گرم)😍 كمتر از ٣هفته ديگه مياي بغلم و من ازين موضوع بي نهايت ذوق مرگم😍(۹-۰۴-۱۴۰۰) ۱۷-۰۴-۹۹ امروز رفتم دکتر برای اخرین ویزیت قرار بود هفته دیگه دنیا بیای اما دکتر گفت انقد تپلی شدی ک دیگه تودلم جانمیشی😍(۲۰-۰۴-۹۹)❤️(۱۴-۰۴-۱۴۰۰🩵) عروسک قشنگم بدنیا اومد😍ی دختر کوچولوی (۲کیلو و ٩٧٥گرمي)(۳کیلو و۲۰۰گرمی)❤️ با صورت گرد و سفید و لپای صورتی و نارنجی😍موهای پر ومشکی ک پشتش تا رو شونه هاته 😍🤩 داشتی گریه میکردی اما تا صدامو شنیدی ساکت شدی و چشمات بازشد😍شما تمام دنیای منید مانِلي و آنِلی زيباي من🩵