2821
2789
عنوان

طلاق بگیرم؟

504 بازدید | 46 پست

بچه ها من الان سی سالمه ۵ساله ازدواج کردم اما شوهرم اسپرمش ضعیفه بچه دار نمیشیم شیش ماه بعد ازدواج آزمایش داد وقتی متوجه این موضوع شدیم همش در حاله درمانه از طب سنتی بگیر تا عمل واریکسول. ولی نتیجه نگرفتیم اخلاقشم تعریفی نداره یهو حرصش میگیره دعوا راه میندازه وسیله میندازه میشکنه کل خانوادمو فحش میده منم یبار متقابلا پدر مادرشو فحش دادم دیگه الان فحش خانوادگی نمیده. الان دعوامون کمتر شده چون من دیگه گیر نمیدم بهش اخه هر زنی از کنارش رد بشه باید نگاهش کنه در صورتی که خودم چیزی کم ندارم هم اندامم خوبه هم صورتم زیباست ولی عادتشه نگاه کنه منم دیگه بیخیال شدم همشم میگه جاریت اینطوریه توام اینطوری باش. جاریمو ببینید میگید چیه اینو سرت میکوبه شبیه موش کوره فقط چون وکیله خانواده شوهرم قبولش دارن کلا تو عذابمم نمیدونم چی کار کنم سن بارداریمم داره میگذره موندم چی کنم

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

ولا من بودم جدا میشدم 

           کاربری چهارم                          هفده سال پیش بین خرید گوشی لمسی که تازه مد شده بودو تختخواب من تخت خوابو انتخاب کردم چون دلم زندگی و عشق و دوست داشتن میخواست ،نه کامپیوترو دوست داشتم نه گوشی نه بلوتوث نه کلیپ نه عکس نه فیلم ، من مجازی رو نمیخواستم من واقعیتو با خوبیها دوست داشتم چون احساسی و واابسته بودم اما ده سال بعد بالاخره دوتایی با چه شوقی گوشی خریدیم، با اومدن تلگرام ، واتساپ و اینستاااااا تو  باخیانتات ذاته واقعیتو نشون دادی، حس کردم ، باور کردم بعد ازون سرو صدا ها و دعواهایه شدید  تحقیر شدم  خورد شدم، حس کردم بازی خوردم، بچه رو وسیله زجرکش کردن من کردی  به خاطر بچم باید شاد بودم و میخندیدم و زندگی میکردم دو سال طول کشید تا سرپا شدم  اما شما رو از توی خونه ی دلم و قلبم انداختم بیرون، گذشت تا امروز من زنی شدم مستقل محکم و قوی ،سخت بود اما تونستم ، همه ی برنامه هایه موبایلو یاد گرفتم اما درست ازش استفاده میکنم به شما بارها گفته ام برو همه ی پولها و اموال را هم  بردار فقط برو بزار یه صبح که بلند میشم شمارو نبینم و از ته دل دوباره بخندم مگر چند بار زندگی میکنم اما شما مرا رها نمیکنی باشه این نیز بگذرد، میدانم گوشیم راپنهانی برمیداری حرفایه دلم را میخوانی پس بخون شما جوونیه منو به لجن کشیدین قطعا اگر عمرمن به این دنیا باشد پیری شما را به لجن خواهم کشید ، اما بدون شاید هیچ کس به اندازه ی من از اومدن فضایه مجازی خوش حال نیست  زندگی را به کامم زهر مار کردی  اما بهتر ازین بود که تو پیری میفهمیدم بهم خیانت کردی و اتش میگرفتم و کاری از دستم بر نمیامد پس خدایا بازم شکرت الان حداقل احساسم بزرگ ترین سرمایه ام را خرجت نمی کنم ارزوی بوسیدن و دوست داشتنت را تا ابد به دلت خواهم گذاشت 💏 💑  خانومی که امضامو میخونی من راز دلمو فقط برا این نوشتم که گذشتم  یادم نره و از یه سوراخ ده بار گزیده نشم ،پس ممنون میشم که به خاطر امضام منو لایک نکنین و سوال نپرسین چون دوست ندارم هر روز برام یاداوری بشه🌹

عزیزم من تجربه ی خودم رو میگم..الان دیگه ای دوره ای نیست که اگر شوهرت تمام وکمال باب میلت نباشه بگی جدابشم شاید بهتر ازاین نصیبم شد.....من دو سال پیش عقدکردم وجداشدم .. بااینکه شناسنامم سفیده دوسه تا خواستگار تلفنی وقتی گفتیم نامزدی به هم خورده داشتم دیگه اصلا حاضرنشدن بیان...میخوام بگم فرهنگ کشور ما اینه که دختر یا زن مطلقه باشه ازدواج مجددش سخت تره ....به نظرم مشاوره برو وبرای درست شدن زندگیت تلاش کن....اگر نتیجه نداد جدا بشو

اونایی که مشکلاتمو خوندن لطفا نظر بدن بنظرتون زندگیمو ادامه بدم یا ادامه دادنش اشتباهه؟

خودت دوس داری زتدگیتو؟خوشبختی؟

 جوانه میزنم  🌱به روی زخم بر تنم فقط به حکم بودنم ک من زنم،زنم،زنم،...چو هم صدا شویم و پا به پای هم رویم و دست به دست هم دهیم و از ستم رها شویم،🤍جهان دیگری بسازیم از برابری به هم دلی و خواهری جهان شاد و بهتری، نه  سنگ و سارها،نه پای چوبه دارها نه گریه های بارها،نه ننگ و عارهاا..جهان دیگری بسازیم از برابری به هم دلی و خواهری جهان شاد و بهتری😍😍😍❤❤❤
2824
2823
2791
2779
2792