2777
عنوان

دلم شکست

251 بازدید | 25 پست

از ظهر امروز با خواهرم  و سوهرش و مامانم رفتیم باغ بابام  براش نهار بردیم هوا خیلی عالی بود  خیلی خوش گذشت کلی گفتیم و خندیدیم  بابام یکم رو حجاب گیره یعنی جلوش باید رعایت کرد منم میدونم جلوش یه طورین آتو دستش ندم وجدانا هم اهل ارایش نیستم  موهامم بیرون نمیدم مگه خودش بزنه بیرون ولی بابام خیلی بدش میاد اینم بگم شوهر و بچه دارم خلاصه تا یه ساعت  پیش  اومدیم شام بخوریم قبلش کلی باقالی پاک کردیم خسته و هلاک من دراز کشیدم  اومدم پاشم سفره بندازم بابام با پاش زد به پشتم گفت پشتتو نگاه پشت شالمو میگفت یه ذره کم موهام بیرون بود گفتم الان اینطور شد  گفت اره از ظهر  همینطوره با لحن بد و جلو زن داداش و شوهر خواهرم  گفت حتی خواهرم بهم نگاه کرد با تاسف سرشو تکون داد من رفتم تو خونه و خودم سرگرم بچه  کردم  و گفتم شام نمیخام  اشتهام کور شد بار اولش نبود هر بار جلو همه میگه با اینکه ظهر که میخاستیم بریم خواهرم گفت موهات  از پشت معلومه منم شالمو پیچیدم دور گردنم گفتم  خوبه گفت اره  تمام طول روزم دور گردنم  بود حالا یه لحظه  مو زد بزرون میگه از ظهر  همینطور  بابام کلا همینه  به من خیلی  گیر میده هر هفته  ناراحتم میکنه  من هفته  پیش نرفتم باغ  سر عمین چیزا امروز رفتم از  طرفی نمیشه نرفت  چون نرم باز ناراحت میشه که جرا نمیان همه  دور همن کلا اخلاقش همینه  جرات ندارم از خودم دفاع  کنم یعنی نمیتونستم چیزی بگم در جوابش چون بابام همه  بهش احترام میزارن واقعا  خستم  خیلی جلو خودمو کرفتم  گریه نکنم  شوهرم نبود نفهمید 

حتی بدی هات بخشیدنی بود💔
خوب وقتی حساس  پیشش خیلی رعایت کن که ناراحتی پیش نیاره

به خدا چیزی نبود بخاد گیر بده اخه میگه از ظهر همینطوره  الکی میگفت  تازه حجاب نباشه به چیز دیگه  گیر میده 

حتی بدی هات بخشیدنی بود💔

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

عیب نداره باباته بزرگ دوست داره فقط یکم زیادی غیرتی هست ...مهم نباشه برات

میشه برای مادر شدنم صلوات بفرستی  «رَبِّ لا تَذَرْنی‏ فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثینَ» بزودی با دعای خیر شما در این مکان تیکر بارداری نصب میگردد  

وای خیلی میفهممت 😑

من هنوزم میرم خونه ی بابام باید با چادر برم! الان پنج ساله چادر سر نمیکنم، ینی از وقتی ازدواج کردم، واقعا نمی‌فهمم، میگم پدرجان من دارم برای شما چادر سر میکنم چه فایده ای داره، میگه نه باید بری تحقیق کنی از ته قلب قبول کنی 😶 میگم پدر من از قلب که باید نداره! 

❤️❤️❤️
عیب نداره باباته بزرگ دوست داره فقط یکم زیادی غیرتی هست ...مهم نباشه برات

هر هفته  همینه یه چیزی پیدا میکنه  گیر بده  یه بار کفش خارجی خریدم عمم گفت فرقش با ایرانی چیه گفتم مارک ایرانیش خوب نیست راستم   گفتن واقعا  بابام گفت تو هم ایرانی پس به درد نمیخوری حرفا میزنه خارجی  خجالت نمیکشه  ابروم رفت جلو عمم

حتی بدی هات بخشیدنی بود💔

وا مگه شوهر نداری..چرا انقد سخت میگیره بچه ک نیستی حتی توخونه باید روسری بپوشی؟  من پیش برادر شوهرم و دامادمون داداشام روسری نمیپوشم اصن شوهرمم مشکلی نداره چون واقعا اونا مث برادرم هستن مگه نامحرم تو خونتون بوده.اگه بابام اینجوری بگه دیگه خونشون نمیرم 😐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827