میگما خوش یه حاله اونایی که طلاق گرفتن.راحتن همه جا میرن ازادن.بچه مچه هم نیست دوره کونشون.هروقتم دلشون بخاد با یکی البته از نظر شرعی.اونوقت ما چی صب تا شب با بچه عین موش گربه.شبم که قیافه ی خسته ی عن شو رو باید تحمل کنیم.اه اه اه
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
نگو اینجوری من الان خونه ی بابامم کاش شوهرم خوب بود اخلاقش دلم برا خونم تنگ شده ولی دیگه نمیخوام برگردم امکانم داره دیگه بچمو بهش بدم خیلی بده قدر بدون
زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه