خواااهش میکنم عزیزم
آخه منم یه مدت شوهرم خیلییی با دوستاش وقت میگذروند و همش مشروب میخورد و کلی غرغر میکردم ودعوامون میشد یه بار مامانم بهم همین پیشنهادو داد و گفت اصلا هیچی نگو و بذار هرچند ساعت دوس داره خوش بگذرونه و هرساعتی دلش میخواد بیاد درعوض تو با مهربونی و بی تفاوتی انگار که هیچی نشده بی خیال باش ببین چی میشه
همونجور که گفت چند باری شبا سرمو گرم کردم تا دیروقت تا دیدم خودش میاد خجالت زدست و معذرت خواهی میکنه
منم باز بی تفاوت بودم
الان نمیگم تموم شده این برنامه هاش ولی خیلییی بهتر شده
و دعوا و اعصاب خردی نداریم حتی خیلی از من خوشش اومده ومیاد بغلم میکنه و بوسم میکنه
من از این راه نتیجه خوبی گرفتم امیدوارم به درد توهم بخوره