2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 355 بازدید | 37 پست

حتما مهربونن که بچه هات بهونه می‌کنند 

پس با اون طرفیا هم برید پیک نیک 

چه اشکالی داره؟ اونا که مهربون هستند و مهربونی می‌طلبند، 

خیلی خوبه که براشون مهم هستید و ارزش دارید 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چقدر ادم حسودیه اه اه اون درست بشو نیس اصلا پنهان نکنین ازش برین بیرون تا عادت کنه بگین ما مستقلیم ق ...

چندین بارگفتیم فوش پدر مادرش میده ک بدش نمیاد ماحرفوگنده میکنبم مثلا

چرا مثل یک کودک دوساله رفتار میکنن واقعا 😯😐

من ک واسم مهم نیس چون اونا واس جاریامم اینطورن من تازه عروسی کردم اون دوتای دیگ ۱۵ و ۸ سال عروسی کردن و نتونستن عوضشون کنن منم تلاشی نمیکنم بزا حرص بخورن 

چندین بارگفتیم فوش پدر مادرش میده ک بدش نمیاد ماحرفوگنده میکنبم مثلا

😕😕منم مادرشوهرم همینجوری بود وصل ما بود بخدا اینقدر اذیتم کرد توعقد که نگو منم تومدم خونم دیگه نذتشتم شوهرم بره خونش فقط هفته ای یه بار یکسره زنگ زدن ممنون رو نمیدادم که بیادخونمون فقط وقتی میاد که دعوتش کنم مثلد ۳ماهی ۴ماهی یه بار رو نمیدم الانم خط قرمزامو تعیین کردم خودش فهمیده یه بار باشدت باشوهرم دعواکزدیم سراین مسئله مادرش که خانوادش فهمیدن و.....چندبار تنهایی رفتم مسافرت واینور انور گله کرد ناراحت شد ولی من به روی خودم نیاوردم وادامه دادم کارمو الان دیگه تقریبا هادی شده براشون 

[QUOTE=138866700]حتما مهربونن که بچه هات بهونه می‌کنند  پس با اون طرفیا هم برید پیک نیک  چه اشکالی داره؟ ...[/QU

میریم خیلی ولی با حسادت موج میزنه دوست داره هرجاک میریم ببریمش حتی برا موندن خونه مادرم اگه دوروز پشت سر هم برم چیزی نمیگه ولی مثلا تحویل نمیگیره

من ۸ ساله ازدواج کردم یه پسر ۶ ساله دارم از همون اول اختلاف داشتیم باهاشون کل اختلاف سر اینه که چرا شوهرم پشتم وایمیسته و مادر شوهرمینا نمیتونن پدرمو دربیارن.دو ساله کاملا قطعه رابطه ایم.حالا چند روز پیش عقد برادرشوهرم بود خودش ز زد دعوتمون کرد ما هم رفتیم اما با مادر شوهر و خواهر شوهرم حرف نزدیم اصلن.شبش که خونه مادر عروس شام بودیم مادرشوهرم به مادر عروس گفت عروسم یعنی من مشکل اعصاب داره مریضه واسه همینه ما زیاد پاپیچش نمیشیم هر وقت خواست خودش سلام میده بهمون نخاست نه.قیافه منو میگی اینجوری شدم😳😳😳😳حتی قرص سرماخوردگیم نمیخورم چه برسه به مشکل اعصاب هنگم به خدا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز