وضعیت زندگیم انقد سخت شده که بعضی شبا احساس میکنم از غصه دیوونه میشم و یا تحملش از توانم خارجه
گاهی انگیزه واسه خودم ایجاد میکنم و شرو میکنم به درس و کار
اما نمیدونم چه مرگمه . همش لش میکنم و به غصه هام فکر میکنم . یه نامزدی ناموفق که طرف مقابلم فامیله و الان ازدواج کرده و موفقه
شوهر خواهرم اعتیاد داره و مشکلات خواهرم با ۲ تا بچه از یه طرف
نگران زندگی داداشمم
پدرم فوت کرده
خواستگار خوب ندارم
فامیلامون سنتی ان و نمیخوام حرفشون شم
به شددت احساس تنهایی میکنم
دلم انقد گرفته فقط خواستم درد و دل کنم
از آینده میترررسم خیییلی
دیشب با خودم فکر میکردم دیگه تحمل هیچی رو ندااارم
انگیزه ندارم که درس بخونم و تلاش کنم
همش میگم با این وضعیت اقتصادی اگه بعد درسم کار گیرم نیاد چیکار کنم
اعتماد بنفسم کم و کم تر شده و از قیافم راضی نیستم
چن وقت دیگه عروسیه نامزد سابقمه ، انقد به جزئیاتش فک کردم خل شدم
همه میگفتن زمان بهتر میکنه اما بهتر نشد
هنوزم بهش فکر میکنم ، از اطرافیانمون از بهم خوردن نامزدیم خوشحال شدن
مجبورم ببینمشون و تظاهر کنم که خوبم
انقد ضعیف شدم که فکر میکنم اگه مامانم نبود خودکشی میکردم
ببخشید که طولانی شد
خیلی دلم پر بود و خواستم بگم
اگر به دعا اعتقاد دارید برام دعا کنید که حالم خیییلی داغونه
انشالله کسی در موقعیت من قرار نگیره 🙏🏻