من فرزند اول خانواده ای بودم ک پدرش خیلی مردم دار متشخص بود مادرش هم لا ابالی و خیابونی نبود
از پدرم هیچ بدی ندیدم ولی مادرم همه رو از خونه فراری میده الان برادرم ک مجرده میخاد خونه جدا بگیره برا زندگی منم ک ازدواج کردم و خونه خودمم پدرمم که یا سرکاره یا کلا بیرون از خونه است کلا فراری از خونه
مادر با رفتارایی ک این ۲۶ سالی ک من ازخدا عمر گرفتم ازش دیدم نیاز ب روانپزشک داره ولی کسی حریفش نیس خداییش پس هر چی حقه برا پدرومادره پس فرزند چی یعنی ما حق هیچ اعتراضی نداریم خب بخاطر اخلاقای بد و رفتارای عصبی و الکی
و اصول تربیتی ک ب ما یاد نداده هر کدوم یه جور ضرر کردیم بیشتر از همه هم من ک بیمارشدم در اثر فشارها
و برادرکوچیکم ک فقط خدا ب دادش برسه ۸ ساله
این زن کلا بچه رو دیونه کرده
واقعا حق هیچ اعتراضی نیس از طرف من خدا حق اعتراض ب من ک فرزندم نداده؟