امروز خونه مامانم میخوام برم خواهرم اونجاست کلا من غقط دوشنبه ها خواهرمو میبینم باجناقا با هم قهرن خونه هم نمیتونیم بریم اخر هفته ها هم با شوهرانونیم یا مت خونه مامانمم یا خواهرم ولی دوسنبه ها خواهرم تنها میره منم میرم میبینمش کل هفته ذوق دوشنبه هارو دلرم همو بیینیم هر چند بار دوشنبه ها یه بازی در میاره که من نتونم برم امروز هم خوابیده بیدار نمیشه منو ببره گفتم خواهرم بیاد دنبالم گفت نه خودم میبرمت امروز هم بیکاره گرفته خوابیده اعصابمو خورد کرده از ابنایی که خوایش سنگینه بخوابه تا شب میخوابه خواهرمم تا ۹ فقط حونه مامانمه نمیدونم جبکار کنم بهش هم چیزی بگم یهو لج میکنه منو نمیبره اعصابمو خورد کرده هر دوشنبه یه ادا درمیاره که میدونه من دوست دارم زود برم اونجا