2789
عنوان

ازدواج

| مشاهده متن کامل بحث + 722 بازدید | 70 پست
این دوست داشتنا رو من بهش میگم دوست داشتنه خاله خرسی ... پایه حرف و تعهد موندنه که عیاره دوست داشتن ...

میدونم

ولی من بخاطرش خیلی سختی کشیدم

بخاطر اینکه خواسته شو براورده کنم که بابامو ببینه

من حتی بهش گفتم اگه بری پیش بابام یه بلایی سر خودم میارم

ولی اون اصلا به من توجه نکرد

شما چند سالته؟

متاهلی؟

جای من یودی چه میکردی


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

به نظر من توام تاحدودی مقصری.مگه از اول نمیدونستی قبلا عقد کرده و دختره فامیله؟!اون جلوی پدرت غرورش شکسته شده و این واقعا سخته برای یه مرد.اما برخورد اونم خیلی زشت بوده و اصلا حق نداشته اینجوری باهات حرف بزنه.اما عاقلانه ش اینه دیگه فراموشش کنی عزیزم

فکر بستنی تو فریزر نمیزاره بخوابممم.....طفلی هم تنهاست هم سردشه😪😪😌
به نظر من توام تاحدودی مقصری.مگه از اول نمیدونستی قبلا عقد کرده و دختره فامیله؟!اون جلوی پدرت غرورش ...

اخه پدرم چیزی نگفته بهش 

که

فقط گوش کرده

من عاشقش بودم

دو سال کلنجار رفتم با خودم

نمیخواستم از دست بدیم همو😔

اخه پدرم چیزی نگفته بهش  که فقط گوش کرده من عاشقش بودم دو سال کلنجار رفتم با خودم نمیخواست ...

هردوتون مقصرین ولی اون بیشتر.دیگه بیخیال شو گلم گاهی وقتا همه چیز اونطور که ما میخوایم پیش نمیره

فکر بستنی تو فریزر نمیزاره بخوابممم.....طفلی هم تنهاست هم سردشه😪😪😌
به نظر من توام تاحدودی مقصری.مگه از اول نمیدونستی قبلا عقد کرده و دختره فامیله؟!اون جلوی پدرت غرورش ...

میدونی زمانی بهم بدبین شد 

که وقتی بهش اعتماد کردم گفتم ، فکر نمیکردم عاشقت بشم😔

فکر میکردم میگفتم به مامانمینا میگم اونا هم مخالفت میکنن 

و بعد نمیزارن برم سرکار دیگه 

و یه راه باز میشه که من برم خارج 

ولی برعکس شد و من واقعا عاشقش شدم

حالا باورم نمیکنه

نمیخوام فکر کنه من نامردم

مادرمو کلی زجر دادم

دچار پانیک و تپش قلب شد 

نمیخوام فکر کنه من الافش کردم

تازه تو اوج احساس خیلی وقتا بهش میگفتم نمیخوام خودتو الاف من کنی!!

برخلاف حسم و علاقم میگفتم 

بعدشم رفت پیش بابام من سه ماه بود باهاش سرد شده بودم

چون خودش بهم گفته بود مگه من مسخره ی تو ام نمیتونی خانوادتو راضی کنی

منو الاف کردی

منم ازش ترسیدم نه تبریک عید و تولد شو نگفتم 

گفت بیا ببینمت نرفتم 

که به اینجا نرسه

که بهم نگه بیشرفی😭😭بگه فکر میکردم با بقیه فرق داری ولی از بقیه بی شرف تری 

چون دستشو گرفته بودم

هردوتون مقصرین ولی اون بیشتر.دیگه بیخیال شو گلم گاهی وقتا همه چیز اونطور که ما میخوایم پیش نمیره

میخوام برا اخرین بار ببینمش 

حتی به بهانه ی کادو پس دادن 

ضایع است؟

هفته ی پیش بهش گفتم بهتر رو اعصاب هم نریم

برای اخرین بار ببینیم و تموم 😭

به نظرت اون قبلی و دوست داشته؟؟

میخوام برا اخرین بار ببینمش  حتی به بهانه ی کادو پس دادن  ضایع است؟ هفته ی پیش بهش گفتم ...

نرو فقط خودتو اذیت میکنی اینجوری.تمومش کن عزیزم برات مهم نباشه کیو دوست داره

فکر بستنی تو فریزر نمیزاره بخوابممم.....طفلی هم تنهاست هم سردشه😪😪😌
میشه بگی من کجا مقصر بودم اصلا ناراحت نمیشم

چون از اول شرایطشو میدونستی و بازم ادامه دادی مقصری

فکر بستنی تو فریزر نمیزاره بخوابممم.....طفلی هم تنهاست هم سردشه😪😪😌
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792