آفرین
منم دست به گریبانم
من خودم تو بیماری خیلی حرف گوش کنم ولی طرفم زبان نفهمه البته مورد من تو خیلی چیزا اینجوریه
کلا زندگی مشترک من سختی های مختلف رو داره بدون ذره ای لذت
حالا خودمونم آشنا شده بودیم و فک میکردم خوبه ولی بلد از ازدواج خیلی به لحاظ سیستم فکری تغییر کرد و رفت سوی دین البته به مدل خودش
بعدم میمونت جان شوهر من کارش دور کاری هست و همیشه در دلمه دیگه رسما خسته شدم ذره ای هم به فردیت تو ازدواج اعتقاد نداره و کار شیطان پرست ها میدونه این عقاید رو
دیگه دارم میبرم