از موقعی که به خاطر دارم، فکر میکردم در ۱۸ سالگی قرار است همه چیز را تغییر دهم..
گمان میکردم من می مانم و جهانی خام؛ که منتظر است تا من رویش تقدیر آرزوهایم را صورتی رنگ کنم..
و تمام سختی ها قرار است مثل پاک کردن قطرات آبرنگ از روی میز، آسان باشد...
فردا ۱۸ ساله میشوم؛ و امروز فهمیده ام بزرگترین کاری که یه انسان میتواند انجام دهد، تغییر دادن باورهای غلطش خواهد بود...