بچه ها چشمام خیلی داره میسوزه انقدگریه کردم بنده خدا زن داداشم زنگ زده خودت بیا منتظرمیمونیم شوهرت ازسرکارمیاد بعدشام میخوریم یاغذاشو میبری نمیدونه میخوادبره بیرون معذرت خواهی کردم گفتم ایشالا یه روز دیگه میایم میدونم تنها برم هم شوهرم بدعادت میشه هم الکی بینمون تلخ میشه