من ۱۵ سالمه و مادرم ۲۶ و پدرم ۴۶ ...تقریبا ۵ سال پیش مادرم با یه خانومی آشنا شد ک یه دختر همسن خودم داشت و خیلی آدم کثیفی بود چون با اینکه شوهر داشت با ۱۰ نفر در ارتباط بود ..یکیشون یه مرد بود که اسم شو میذاریم هادی...منو دوستم میشناختیمش و حالمون ازش بهم میخورد تا اینکه بین مادرم اون زن بهم خورد ...
دقت کردین جایی که میخوان کسی زباله نریزه رو دیوارش نوشتن لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان زباله بریزد؟حالا خوبه بگن که لعنت بر پدر و مادر کسی که ماسک نمیزند؟جان عزیزانمون ماسک بزنیم تا جونشون در خطر نباشه😷😷😷😷😷😷😷
به مادرت بگو ۵ سال خبر داری چقد اذیت شدی بگو به بابا میگم همچین مادری تو زندگیم نباشه بهتره
زن ها، گاهی اوقات حرفی نمی زنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود! تنها با نگاهشان حرف می زنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف می زنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید! به هیچ وجه…
زن ها، گاهی اوقات حرفی نمی زنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود! تنها با نگاهشان حرف می زنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف می زنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید! به هیچ وجه…
بعد تو متشین از چشام اشک اومد بیرون از این روزگار ولی مامانم داد زدو گفت ساکت شو دیگه نه ازون بابات آرامش دارم نه ازین تو ..میادنت میکنما ..بعد وایستاد و گفت گمشو از ماشین پیاده شو ..بعد مامانمو نگاه کردم با شرعت پارو گاز گذاشت و سرعت رفت