2777
2789
عنوان

بی تو مهتاب....

| مشاهده متن کامل بحث + 727 بازدید | 88 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار
خیال نکن که خواستمت این اونه که می خواستمت
به قبله محمدی اینه که حرف راستمه
می خوای واسه ات همین وسط داد بزنم
با تار زلفات دلم رو دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم
گریه کنون سرتوی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار
از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار
اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار
می خوای واسه ات همین وسط داد بزنم
با تار زلفات دلم رو دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم
گریه کنون سرتوی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار
از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار
اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار....
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....
من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ... یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ... تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی... زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد. تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه. اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی ، اما تا قایقی اومد ، از منو دلم گذشتی؟؟؟ رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا ، منو دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا... دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی ، لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی! دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ، ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره..... میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم ، اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم. من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ... یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...
بعضی ها اینقدر قشنگ دروغ میگن،آدم حیفش میاد باور نکنه!
این بخاطر مامان اروین

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر نرم

یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها
یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا.

تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه.

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنیِ فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا.

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره

میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است- من اما نگرانم در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم چیزی که میان من و تو نیست غریبی ست صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟! انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم از سایه سنگین تو من کمترم آیا؟! بگذار به دنبال تو خود را بکشانم ای عشق...! مرا بیشتر از پیش بمیران آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم...
خدایا شکرت
سرتــوبــذار رو شونـه هام خوابت بگیره
بـــذار تــــــا آروم دل بــی تـابت بگیـــــره
بهــــم نــگو از مــا گــذشتــه دیـگه دیـره
حتی من از شنـیدنش گریه ام میگیــره

بـــذار رو سینـــم ســـرتــو
چشمـای خیـــس و تـرتــو
بذار تا سیــــر نـــگـات کنم
بـــو بکــشـــــم پیـــرهـنـتو
بـــغل کـن و بــچسب بـهم
بکـش دوبـاره دسـت بــهم

سرتــوبــذار رو شونـه هام خوابت بگیره
بـــذار تــــــا آروم دل بــی تـابت بگیـــــره
بهــــم نــگو از مــا گــذشتــه دیـگه دیـره
حتی من از شنـیدنش گریه ام میگیــره
وقتی چشات خوابش میاد
آدم غــمـهاش یادش مــیاد
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
سرتــوبــذار رو شونـه هام خوابت بگیره
بـــذار تــــــا آروم دل بــی تـابت بگیـــــره
بهــــم نــگو از مــا گــذشتــه دیـگه دیـره
حتی من از شنـیدنش گریه ام میگیــره...
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....
من فقط عاشق اینم
حرف قلبت و بدونم
الکی بگم جدا شیم
تو بگی که نمیتونم
من فقط عاشق اینم
بگی از همه بیزاری
دو سه روز پیدام نشه
تا ببینم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم
عمری از خدا بگیرم
انقدر زنده بودم
تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم
روزایی که با تو تنهام
کار و بار زندگیم و بزارم برای فردا

من فقط عاشق اینم
وقتی از همه کلافم
بشینم یه گوشه دنج
موهای تو را ببافم
عاشق اون لحظه ام که
پشت پنجره بشینم
حواست به من نباشه
دزدکی تو رو ببینم
من فقط عاشق اینم
عمری از خدا بگیرم
آنقدر زنده بمونم
تا به جای تو بمیرم...
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسم محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند که ز خود بی‌خبرند این ز خدا بیخبران دل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاریست ز سر حلقه‌ی شوریده سران گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران ره بیداد گران بخت من آموخت ترا ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن کاین بود عاقبت کار جهان گذران شهریارا غم آوارگی و دربدری شورها در دلم انگیخته چون نوسفران
خدایا شکرت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792