اعتراف نیکنم یبار بچه بودم به ی شماره زنگیدم ..الکی وضعیتمو بحرانی جلوه میدادم میگفتم کممممک من تو آسانسور گیر کردم😐🤣صدامو قطع و وصل میکردم بریده بریده حرف میزدم.هی میفتم داره نفسم تنگ میشه اسانسور کار نمیکنه.اون بنده خدا هم هی میگفت کجایی؟آروووم باش
قطع میکردم دوباره زنگ میزد بدبخت داشت سکته میکرد.. نمیتونست به هم وطنش کمک کنه😂😂😂
خودم اینقدررر بعدش خندیدم زیرمو خیس کردم🤤😂😂😂