خیلی عذاب وجدان دارم دعا کن خودمم مشکل دارم ولی دیگه از خودم گذشتم &nbs ...
عزیزم درخواست شما زیدا نبود و پدر شما واکنش خیلی تندی نشون داد. میتونست یه جور دیگه سما رو قانع کنه که این اقا بدرد تو نمیخوره. البته پدر شام از روی دلسوزی اسن کار رو کرد منتها چون از نسل قدیمه نمیدونست چجوری بیانش کنه،
بله من متاهل هستم و اگه دخترم بیاد بگه با کسی میخوام ازدواج کنم که متاهله اول دلیل جدایی رو باید بفهمم بعد اجازه میدم بیاد خونهوام. البته این هم به معنی این نیست که جواب ما مثبت باشه
ولی عزیزم. بدون خانواده تجربه اشون از تو بیشتره اگه حرفی زدن اول ببین اگه منطقی هست حرفشون رو گوش بده اگه منطقب نبود اونها رو قانع کن
تنها زمانى “صبور”خواهى شد،که “صبر”را یک”قدرت”بدانی نه یک “ضعف”…آنچه “ویران مان” مى کند“روزگار” نیست !حوصله ی “کوچک”براى “آرزوهاى بزرگ” ماست …........................................................................دو چیز شخصیت ات را تعین می کند :صبر وقتی چیزی نداری رفتارت وقتی همه چیز داری !