2777
2789
چه نون پنیری به به دلم خواست صورتی چقدر رنگ قشنگیه واقعا با سلیقه درست شده راستی خودت چیدی ؟؟من می خواسنم برا یخودم بپینم ولی متاسفانه وقت نکردم فقط گیفتهایی که اقامون اورد رو درست کردیم و دادیم به سفره عقدی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ما رفتیم هتل بزرگ تهران ساعت 2.30 مامان بابا و .... هم رفتند خونه هه هه خلاصه دیدیم مسیول مسخره هتل ما رو راه نداد می گفت شناسنامه باید نشون بدید ما هم یادمون رفته بود ببریم از بس شلوغ پلوغ بود . ما قباله ازدواج همراهمون بود ول یما رو راه ندادند اقامون خیلی شاکی بود و همش می گفت خیلی مسخره هست خلاصه با گریه اومدیم خونه تو اتاق خودم لالا کردیم .
در کل حال گیری بود اخرش صبح بیدار شدم سراغ انگشتر نامزدی ام رو از خواهرم گرفتم اخه سر عقد دوستم الکی کفت در بیار از دستت من خر هم جو گیر شدم گفتم باشه دیدی ادم مشنگه اون روز ؟؟؟
خلاصه خواهرم گفت من نمی دونم داد به من ولی من دادم به مامان یا بابا . بگذریم انگترمون هم گم شد که خودش رقم کمی نبود علاوه بر این من عاشق اون انگشتر بودم خلاصه حال گیری
بعدش فهمیدیم چیزهای که بار یهتل گذاشته بودیم صندوق عقب ماشین هم هپلی هپو شده از عطر ادکلن و ..... خلاصه راننده ما اون شب مست کرده بود و جوگیر و ظاهرا نفهمیده بود که چه اتفاقی ته باغ داره می افته . ادمهای غریبه هم اومده بودند که ما نمی شناختیمشون اخر شب ظاهرا اونها دزدیده بودند به هر حال که حال گیری بود . ولی خوب
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز