2777
2789

باباهای غیرتی کاری به سن دخترشون ندارن

بخوان بزنن میزنن😶

دکلمه ای از زبان خدا : منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم. تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟   تو راه بندگی طی کن عزیز من... خدایی خوب میدانم! طلب کن خالق خود را، بجو ما را... تو خواهی یافت.   که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو. مگر‌ کسی هم با خدایش قهر میگردد؟ هزاران توبه ات را گرچه بشکستی، ببینم من تو را از درگهم راندم؟   که می ترساندت از‌ من؟ رها کن آن خدای دور، آن نامهربان معبود. این منم پروردگار مهربانت، خالقت.    به نجوایی صدایم کن... بدان آغوش من باز است. قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور، قسم بر اختران روشن اما دور :    * رهایت من نخواهم کرد *✌🙏  اللهم صل علی محمد و آل محمد. ( من ivf کردم، اگه سوالی در موردش داشتین بپرسین کمک تون کنم ) 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

باباهای غیرتی کاری به سن دخترشون ندارن بخوان بزنن میزنن😶

شما خوردی ؟

من تو 28 سالگیم خوردم

به خاطر اینکه یه خواستگار جدید برام اومده بود

مادرم جلو بابام این خبر و بهم داد من گفتم فعلا نمیتونم

یه بابام حمله ی عصبی بهش دست داد

میخواست خفم کنه  

شما خوردی ؟ من تو 28 سالگیم خوردم به خاطر اینکه یه خواستگار جدید برام اومده بود مادرم جلو بابام ا ...

نه عزیزم 

ولی دوستام بودن اینطوری.

متاسفم براتون امیدوارم شرایط شون بهتر بشه. لابد اونم دست خودش نیست. کاش میشد برن پیش روانپزشک دارو بگیرن



دکلمه ای از زبان خدا : منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم. تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟   تو راه بندگی طی کن عزیز من... خدایی خوب میدانم! طلب کن خالق خود را، بجو ما را... تو خواهی یافت.   که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو. مگر‌ کسی هم با خدایش قهر میگردد؟ هزاران توبه ات را گرچه بشکستی، ببینم من تو را از درگهم راندم؟   که می ترساندت از‌ من؟ رها کن آن خدای دور، آن نامهربان معبود. این منم پروردگار مهربانت، خالقت.    به نجوایی صدایم کن... بدان آغوش من باز است. قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور، قسم بر اختران روشن اما دور :    * رهایت من نخواهم کرد *✌🙏  اللهم صل علی محمد و آل محمد. ( من ivf کردم، اگه سوالی در موردش داشتین بپرسین کمک تون کنم ) 
نه عزیزم  ولی دوستام بودن اینطوری. متاسفم براتون امیدوارم شرایط شون بهتر بشه. لابد اونم دست خ ...

به نظرت خواهشا راستشو بگو 

من ناراحت نمیشم 

عاشق یه پسری شده بودم که تو عقد جدا شده بود

چند سال پیش با یه فامیل دور ش 

انقدر هر روز بهم اصرار میکرد میخوام با خانوادت صحبت کنم 

تو رو خدا راضی شون کن یه بار منو ببینن

من اولش خیلی مخالف بودم

تا حالا هم با کسی دوست نبودم

یه سال بنابه درخواست پسر اصرار کردم خانوادم فقط یه بار ببیننش و بعد بگن نه 

اصلا قبول نکردن گفتن کسر شان برا ما

خیلی بهم توهین کردن گفتن هرزه ای و از این حرفا که از پسری که قبلا عقد کرده خوشت اومده

دیگه نزاشتن برم سرکار که بینمون جدایی بیافته

خیلی داغون شدم 

بابام هی گفت استفا بده زود بیا بیرون تو همون روزا برام خواستگار جدید قرار بود بیا من فقط یک کلام گفتم نمیتونم به کسی دیگه فکر کنم بابام یهو قاطی کرد😭

به نظرتون من با این اصرار کار بدی کردم؟؟

دختر نسبتا سطح بالایی هستم 

همه ارزوی زندگیمو دارن ولی از درونم بیخبرن

راستشو بگید من واقعا کار بدی کردم؟؟

به نظرت خواهشا راستشو بگو  من ناراحت نمیشم  عاشق یه پسری شده بودم که تو عقد جدا شده بود ...

عزیزم الان پیامت رو دیدم.

شاید خانواده تون چیز دیگه ای میدونن در مورد اون آقا.

من نمونه هایی دیدم که خانواده دختر اصلا راضی به وصلت نبودن و دخترشون با اصرار با اون پسر ازدواج کرده و بعد پشیمون شده.


پدرتون نباید دست روتون بلند میکرد ولی شما هم که میدونستی پدرت حساسه نباید میگفتی فکر اون پسر از ذهنت بیرون نمیره. 

دکلمه ای از زبان خدا : منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم. تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟   تو راه بندگی طی کن عزیز من... خدایی خوب میدانم! طلب کن خالق خود را، بجو ما را... تو خواهی یافت.   که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو. مگر‌ کسی هم با خدایش قهر میگردد؟ هزاران توبه ات را گرچه بشکستی، ببینم من تو را از درگهم راندم؟   که می ترساندت از‌ من؟ رها کن آن خدای دور، آن نامهربان معبود. این منم پروردگار مهربانت، خالقت.    به نجوایی صدایم کن... بدان آغوش من باز است. قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور، قسم بر اختران روشن اما دور :    * رهایت من نخواهم کرد *✌🙏  اللهم صل علی محمد و آل محمد. ( من ivf کردم، اگه سوالی در موردش داشتین بپرسین کمک تون کنم ) 
عزیزم الان پیامت رو دیدم. شاید خانواده تون چیز دیگه ای میدونن در مورد اون آقا. من نمونه هایی دیدم ...

حرفتو قبول دارم عزیزم

ولی من اصلا با پدرم مستقیم صحبت نکردم داشتم به مادرم میگفتم 

همین جوری حرف معمولی شایدم یواش

این قضیه مال 1 سال پیشه

که مادرم دیروز یادش افتاده بود گریه میکردو واسه من ناراحت بود

چون پدر م تحصیل کرده است و کار بسیار  عالی ای داره و ازش تعجب کردیم

متاسفانه بعد از این ماجرا مادرم دچار پانیک شده

و شبا بعد یه سال هنوز با  تپش قلب  میپره

ببخشید وقتتو گرفتم

دلم گرفته بود

شما متاهلید؟

و اگه اشکال نداره چند سالتونه؟  

حرفتو قبول دارم عزیزم ولی من اصلا با پدرم مستقیم صحبت نکردم داشتم به مادرم میگفتم  همین جوری ...

دیگه هر کس یه اخلاقی داره دیگه. پدرمادر ها رو نمیشه عوض کرد

انشالله مشکل مادرتون هم حل بشه


بله متاهل متولد ۷۰

دکلمه ای از زبان خدا : منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم. تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟   تو راه بندگی طی کن عزیز من... خدایی خوب میدانم! طلب کن خالق خود را، بجو ما را... تو خواهی یافت.   که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو. مگر‌ کسی هم با خدایش قهر میگردد؟ هزاران توبه ات را گرچه بشکستی، ببینم من تو را از درگهم راندم؟   که می ترساندت از‌ من؟ رها کن آن خدای دور، آن نامهربان معبود. این منم پروردگار مهربانت، خالقت.    به نجوایی صدایم کن... بدان آغوش من باز است. قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور، قسم بر اختران روشن اما دور :    * رهایت من نخواهم کرد *✌🙏  اللهم صل علی محمد و آل محمد. ( من ivf کردم، اگه سوالی در موردش داشتین بپرسین کمک تون کنم ) 
به نظرم کوتاه اومدی نباید انقدر زود خواسته ی پدر و مادرت قبول میکردی یه خورده باید تحکم میداشتی این ...

ینی حاضر به ترکشون میشدم؟؟

اونا حتی حاضر به دیدن عشقم نشدن

خب من چیکار کنم ؟؟

این اواخر عشقمم بخاطر اینکه نتونستم خوانوادمو راضی کنم

بد دهنی میکرد

کلی دعوامون شد

دیگه ترسیدم از اونم   

ینی حاضر به ترکشون میشدم؟؟ اونا حتی حاضر به دیدن عشقم نشدن خب من چیکار کنم ؟؟ این اواخر عشقمم بخا ...

نباید ایشونو با خانوادت در ستیز هم قرار میدادی که اینطوری برخورد کنه. اگر خیلی ایشون مورد پسندت بود میذاشتی یه جلسه میومد میدیدنش بعد قضیه عقد رو میگفتی کارتو چرا تعطیل کردی اخه. باید رابطه رو مدیریت میکردی نه روی هر دوطرف تو فشار و منگنه بذاری تازه بعد از یکسال. شرایطشو که میدونستی.

نباید ایشونو با خانوادت در ستیز هم قرار میدادی که اینطوری برخورد کنه. اگر خیلی ایشون مورد پسندت بود ...

اخه خانوادم  گفتن کار بیکار

اولین تجربمم بود نمیدونستم باید اولش نمیگفتم عقد کرده

چون اولش خودم مخالف بودم

انقدر هی اصرار کرد عاشقش شدم

من کسیو تو فشار نزاشتم

بقیه به من فشار وارد میکردن

خب میگی چیکار میکردم

اخه خانوادم  گفتن کار بیکار اولین تجربمم بود نمیدونستم باید اولش نمیگفتم عقد کرده چون اولش خو ...

گذشته رو ولش کن دیگه الان تجربه کسب کردی اگه هر روز بخوای گذشته رو شخم بزنی نابود میشی ایندتم خراب میشه به نظرم اون آقا هم نباید از تو دلگیر میشد باید خودشو به خانوادت ثابت میکرد.حداقل خودش میرفت با پدرت صحبت میکرد حتی اگه اجازه نمیداد سرزده میرفت.مهم شناختی و تجربه ای بود که  کسب کردی. به نظرم خودتم زیادمطمئن نبودی ازش چون تجربه هم نداشتی رابطه اولت بوده. الان تمزکزتو بذار روی کار جدید از گذشتت هزچی درس گرفتی رو تو رابطه های بعدی به کار ببند. 

اخه خانوادم  گفتن کار بیکار اولین تجربمم بود نمیدونستم باید اولش نمیگفتم عقد کرده چون اولش خو ...

نباید قبول میکردی میگفتی کارمو دوست دارم اون یه قضیه ای بوده تموم شده نمیتونم به خاطر یه خواستگاری که زندگی آیندمو خراب کنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز