2777
2789
عنوان

تصمیم

56 بازدید | 5 پست

من تصمیم‌گرفته بودم با خواستگارم که ۸سال ازم بزرگتره بیشتر اشنا بشیم یعنی ی جورایی ازش خوشم اومده بود

دیروز خواهر بزرگم داشت با اون یکی خواهرم حرف میزد شنیدم گفت خاله پسره(یعنی خواستگارم) به خواهرم دوماه پیش گفته مادره پسره از خواهرم خیلی خوشش می اومده میخواسته بیاد خواستگاری ولی چون پسره کار نداشته نمیتونسته پاپیش بزاره اخرش هم خواهرم شوهر کرد چندماه پیش

من خیلی بهم ریختم انگار یه سطل اب یخ ریختن روم. میخوام جواب منفی بدم به پسره‌. نظره شما چیه؟حس خیلی بدی بهم دست داده 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

چه شرایطی سخته...  من باشم جوابم منفیه... بازم بستگی به روحیه خودت داره که بتونی تحمل کنی.. ...

من همون لحظه گفتم جوابم منفیه. خواهرم گفت از تو پسره خوشش اومده دوست داره ولی مادرش از خواهرمون خوشش اومده بوده. ولی من اصلا نمیتونم کنار بیام. جوابم منفیه

منم باشم جواب منفی میدم. ولی واسه زن دایی من که رفتن خالم از خواهر زن پایین خوشش اومد ولی چون واسه زن پایین گفته بودن روشون نشد بگن.ولی الان دایی زن پایین خیلی خوشبختم هممونم زن پایین و دوستان داریم.

فضول بی تربیت هستم +چند قطره انسانیت
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز