2777
2789
عنوان

تصمیم

56 بازدید | 5 پست

من تصمیم‌گرفته بودم با خواستگارم که ۸سال ازم بزرگتره بیشتر اشنا بشیم یعنی ی جورایی ازش خوشم اومده بود

دیروز خواهر بزرگم داشت با اون یکی خواهرم حرف میزد شنیدم گفت خاله پسره(یعنی خواستگارم) به خواهرم دوماه پیش گفته مادره پسره از خواهرم خیلی خوشش می اومده میخواسته بیاد خواستگاری ولی چون پسره کار نداشته نمیتونسته پاپیش بزاره اخرش هم خواهرم شوهر کرد چندماه پیش

من خیلی بهم ریختم انگار یه سطل اب یخ ریختن روم. میخوام جواب منفی بدم به پسره‌. نظره شما چیه؟حس خیلی بدی بهم دست داده 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چه شرایطی سخته...  من باشم جوابم منفیه... بازم بستگی به روحیه خودت داره که بتونی تحمل کنی.. ...

من همون لحظه گفتم جوابم منفیه. خواهرم گفت از تو پسره خوشش اومده دوست داره ولی مادرش از خواهرمون خوشش اومده بوده. ولی من اصلا نمیتونم کنار بیام. جوابم منفیه

منم باشم جواب منفی میدم. ولی واسه زن دایی من که رفتن خالم از خواهر زن پایین خوشش اومد ولی چون واسه زن پایین گفته بودن روشون نشد بگن.ولی الان دایی زن پایین خیلی خوشبختم هممونم زن پایین و دوستان داریم.

فضول بی تربیت هستم +چند قطره انسانیت
2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز