شما دیگه الان باید به خودتون مسلط باشین
درک میکنم میدونم چقدر سخته چقدر تلخ و رنج آوره ولی چی میشه کرد
یه روز دخترم
دیروز مادرم
امروز بابام
فردا هم من
خدا برا هیچ مادری نیاره باز میگم مامان بابام پیر بودن خدا بیامرزدشون غم دخترمو نمیتونم تحمل کنم داره خفم میکنه
سیسمونیشو هنوز استفاده نکرد مادرشوهرم تا ۵ سالگیش لباس خرید
من شیرمو دوشیدم ریختم تو شیشه دادم خورد
هنوز فکر میکنم دروغه
فکر میکنم خوابم
دعا میکنم خدا جون منو بگیره تمام داراییمو بگیره ولی دخترمو پسش بده اون حقش این نبود اون باید زندگی میکرد من بجاش باید بخوابم تو گور
هنوز چشماش جلو چشممه
هرشب دارم کابوس میبنم
صدای گریه بچم میاد تو تاریکیم ولی دستم بهش نمیرسه نمیدنش بغلم