مامان و بابام صبحی دعواشون میشه .اونم سره اینکه کی بره نون بخره بابام میگه من برم که کرونا بگیرم بعد تو مال و اموالمو بخوری بعد بحثشون میشه کار به فحش به پدر و مادراشون میکشه😢
آخرشم مامانم با گریه از خونه می زنه بیرون ساعت هشت می ره تا ساعت دوازده برمی گرده🙁
وقتی هم می یاد خونه بابام اینقد ترسیده بوده میگه اخه رفتی کجا کرونا می گیری
مامانمم می گه اتفاقا رفتم همه جا فروشگاه. خط واحد. همه جا هم دست زدم که کرونا بگیرم بمیرم تو از دستم راحت شی😢
بابامم نشسته حسابی گریه کرده به من زنگ زده منم نتونستم با این اوضاع برم فقط دارم حرص می خورم
😐😐