دیدی که سخت نیست ... تنها بدون من؟ دیدی که صبح می شود ... شبها بدون من ؟ این نبض زندگی ... بی وقفه می زند! فرقی نمی کند ... با من ... بدون من ...! دیروز گرچه سخت ... امروز هم گذشت ... طوری نمی شود... فردا بدون من ...!
یاری اندر کس نمی بینیم، یاران را چه شد؟ / دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟ // آب حیوان تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست؟ / خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد؟ // کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی / حق شناسان را چه کار افتاد؟ یاران را چه شد؟ // شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار / مهربانی کی سرآمد؟ شهریاران را چه شد؟