😂😂😂😂نه تنها چیزی ک حرف نمیزد راحب همین چیزا بود.. ولی چندبارقسم خورد دست گذاشت رو قران..ولی بازم تکرار کرد.منم گریه میکرد دلممیسوخت..این سری هم یبار اومد جلویخونه بابام اینا زیرپنجره اتاق من شروع کرد یه گریه کردن هی داد میزد غلط کردم..باورکن همونجا نشستم گریه کردم دلم ریش شد براش..من خیلیییی زوددلم میسوزه.حتی نمیتونم کسیو نفرین کنم😭ولی کارد به استخونم رسید.دل سوزیمو گذاشتم کنار