|
مشاهده متن کامل بحث +
1158863 بازدید
|
14067 پست
دوستان عزیر سلام من مشکل بارداری ندارم مشکل اصلی من سقط است من 5سقط مکرر داشته ام تقریبا به فاصله یک سال تا یک سال ونیم هر بار حامله میشدم به دکترهای زیادی مراجعه کردم وتمام ازمایشات لازم را انجام دادم اماماه قبل هم که باردار بودم در ماه اول سقط شد.حدود دو سال است تحت نظر رویان هستم دوبار میکرو کردم هربارسه جنین انتقال دادند اما نگرقت میخواهم به موسسه ابن سینا که فوق تخصصی است و مخصوص سقط مکرر است مراجعه کنم.ایا کسی هست که مشکل مرا داشته باشدیا کسی هست که این مرکز رابشناسد واطلاعاتی درمورد این مرکز به من بدهد.
سلام جوجو جان. منم 4تاسقط داشتم که 2تاش پوچ بود و 2تاش هم مثل شما. 1کیش هفته 9قلبش از کار افتاد و 1کیش هم هعفته7..1دونه هم اولش خارج از رحم داشتم.
علت خارج از رحم و حاملگیهای پوچم رو اسپرم آنرمال شوهرم دونستن که سر 2تای آخری با دارو شوهرم خوب شد. جنین هم تشکیل شد ولی قلبش وایساد. همه جور آز هم دادم حتی کاریوتایپ که سالم بوده. بعد عید هم میخوام پیش دکتر پاکروش و ابن سینا برم
ایشالله که مشکلت به زودی حل میشه. توکل کن به خدا که اگه اون بخواد همه کارا ردیف میشه
mer30 niki va mozhgan azizam ,manam omidvaram moshkele shoma ham hal she va khoda be hamamon ninihay salem bede. azizanam man motasefane tehran nistam canada hastam vali seght avalam 3 sal pish iran bodam. hala gharare beram 5 farvardin pish dr ke natije patolozhio bege ,shayad azmayesh ham bede.
سلام به همگی .... جوجو جان مورد شما هم فکر می کنم مثل من باشد دو تای اولی قلبشان ایستاد و سه تای آخری قلب تشکیل نشد لطفا اگر دکتر رفتی آزمایشات را برامون بگو و چی تشخیص دادن اخه هر دکتری یک نظری داره و شاید در کانادا روش دیگری برای تشخیص این مشکل دارند .............مرسی.............نیکی جان من پیش پاک روش و ابن سینا و صارم میروم .......
سلام، به نظر من تمام کارها را بخدا بسپارید خدا هرچی بخواهد همان میشود.چند روز پیش دوستم در سن 42 سالگی با وزن 104 کیلو دومین بچه اش را بدنیا آورد. یکی دیگر از دوستام که بچه اولش را با کمک کلینیک ابن سینا و با کلی دارو بدنیا آورده بود بطور ناخواسته باردارشد و خیلی راحت دوران بارداری را گذراند و دومین فرزندش را بدنیا آورد. دختر عمم چون کیست خیلی بزرگ در رحمش بود جلوگیری را یکماه بود قطع کرده بود که متوجه میشه شکمش بزرگ شده میره دکتر برای عمل کیست بعد از آزمایش متوجه میشه حامله است.آن هم بعداز دوتا بچه بچه ها اینها را با چشم خودم دیدم و برای این تعریف کردم که ناامید نباشید و فقط بخدا بسپارید. نیکی جون من دوسال پیش پاکروش میرفتم بعداز کلی آمپول که به همسرم داد حدود 400 هزار تومن.آخرش به من گفت تخمکهات ناسالم است و اصلا بچه دار نمیشی.شوهرم عصبانی شد گفت اگر اینطور بوده پس چرا به من اینهمه آمپول دادی و دوسال 400 کیلومتر ماروکشوندی تهران.
سلام روزیتا جون ...... بله خانومی من هم امیدم به خداست ولی میخوام تمام تلاشم رو بکنم ............... راستی شما هم سقط داشتی ؟؟ و اینکه الان بچه دارین ؟؟ و کلا در چه مرحله ای هستین ؟؟
باسلام به همگی، به نیکی عزیز و مژگان جون.بله من دو بار سقط داشتم بعد دکترم را عوض کردم پیش یک خانمی تو شهر خودمون که همه تعریفش را میکردند الان هم فوق تخصص قبول شده رفتم بعد از چندین آزمایش گفت هیچ مشکلی نداری و باردار شو.همان ماه باردار شدم 5 سال پیش. خیلی سخت بود مدام لکه بینی داشتم هربار بهش میگفتم پردژسترئن را بیشتر میکرد مدام استراحت میکردم تا بلند میشدم لکه بینی داشتم گفت من نمیتونم برات استراحت بنویسم من هم مجبور به استعفا از کارم شدم به امید اینکه بچه ام را بزرگ کنم.خلاصه 8 ماهگی کیسه آبم پاره شد شوهرم باهاش تماس گرفت ولی نیامد رفتم بیمارستان ساعت2 شب بود تا ساعت 11 فرداش زیر دست ماماها اینقدر معاینه ام کردند تا به خونریزی افتادم.ساعت 11 آمدم با کلی غرولند.وبالاخره دخترم با کلی مشکلات بدنیا آمد. از مشکل کروموزومی گرفته تا مشکل قلبی، ریوی، کلیوی، تیروئید، و از همه بدتر گوارشی .وقتی تو بیمارستان بهم گفتند از زور غصه فلج روده شدم خودم تو یک بیمارستان لوله ای از راه بینی به داخل رودهام فرستادند و دخترم تو یک بیمارستان دیگر بستری شدیم .دو هفته گذشت خودم بهتر شدم رفتم سراغ دخترم که کمی بهتر شده بود تا شیرش بدهم با واقعیت تلخی روبرو شدم که دخترم نمیتونست گردن بگیره.16 ماه زنده بود هرچی بهش میدادم بالا می آورد و 6کیلو بود.و در 16 ماهگی تشنج کرد و بیمارستان بردمش و بعد از 12 ساعت فوت کرد و چون تو این شهر غریب هستم خیلی بهم سخت گذشت هم موقع حاملگی هم موقع زایمان که چون بی موقع بود تنها بودم و همچنین برای بزرگ کردن دخترم که واقعا بسختی حمامش میکردم.فقط خدا میدونم و خودم که چقدر بهم سخت گذشت. بعداز فوتش رفتم کلینیک ابن سینا و آزمایش ژنتیک دادیم و هیچ مشکلی نداشتیم و چون خیلی شلوغ بود رفتم پیش پاکروش.اونجا هم خیلی شلوغ بود بعد از یک سال آزمایش و کلی رفت و آمد بهم گفت باردار شو من که همیشه با اولین اقدام باردار میشدم 4 ماه طول کشید باردار نشدم دوباره رفتم ایندفعه از شوهرم آزمایش گرفت و گفت اون مشکل داره و 10 تا آمپول داد بعد از زدن آمپول ها رفتیم یکسری دیگر بهش آمپول داد باز رفتیم گفت شوهرم خوب شده وبعد دوباره به من قرص داد ولی باز باردار نشدم تست نزدیکی ازم گرفت سونو واژینال کردم آخر سر گفت تخمکهات خوب نیست و باردار نمیشی اگر باردار بشی مثل قبلی مشکل داره اگر میخواهی از تخمک زن دیگری استفاده کن یا از جنین اهدایی.حالا تنهایی خیلی اذیتم میکنه شوهرم از صبح تا شب سرکاره و من تو این شهر غریب تنهایی آزارم میده.
بمیرم برای دلت روزیتا جونم ...........خیلی ناراحت شدم ......... شنیدنش هم وحشتناکه چه برسه شما که اون روزا رو دیدی ........ ایشاالله خدا برای هیچ کی این جوری نخواد .......................... ببین پاکروش هر وقت نفهمه مشکل چیه یه عیب میزاره رو ادم ................. ابن سینا اخرش چی گفتن بهتون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الان در حال اقدامین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام مژگان جون مرسی از همدردیت. ابن سینا بهم گفت 6 ماه اسیدفولیک مصرف کن و بعد باردار شو که قبل از 6 ماه رفتم پیش پاکروش و ابن سینا را رها کردم.و الان هم درمان را رها کردم چون پاکروش طوری ترسوندم که ترجیح دادم بچه نداشته تا دویاره گرفتار شوم. بعضی اوقات تو خواب میبینم بچم مشکل داره میخوام دیوانه شوم. مامانم میگه خیلی ایمانت قوی بود که تحمل کردی.البته تا 6 ماه بجز سلام نه حرفی زدم و نه خندیدم بعد از 6 ماه با یک جوک فقط لبخند زدم شوهرم کلی خوشحال شد.