|
مشاهده متن کامل بحث +
1158734 بازدید
|
14067 پست
دوستان عزیر سلام من مشکل بارداری ندارم مشکل اصلی من سقط است من 5سقط مکرر داشته ام تقریبا به فاصله یک سال تا یک سال ونیم هر بار حامله میشدم به دکترهای زیادی مراجعه کردم وتمام ازمایشات لازم را انجام دادم اماماه قبل هم که باردار بودم در ماه اول سقط شد.حدود دو سال است تحت نظر رویان هستم دوبار میکرو کردم هربارسه جنین انتقال دادند اما نگرقت میخواهم به موسسه ابن سینا که فوق تخصصی است و مخصوص سقط مکرر است مراجعه کنم.ایا کسی هست که مشکل مرا داشته باشدیا کسی هست که این مرکز رابشناسد واطلاعاتی درمورد این مرکز به من بدهد.
سلام زهرا جون.باور کن منم هر روز به یاد نو و پسر گلتم.این قدر که شوشو هم احالشو می پرسه... :) خیلی برام دعا کن از آخر این ماه ایشالا اقدام می کنیم.ممنون که به یاد منم بودی..بوسسسسسسسسسسس
سلام به همگی زهراجون عکسهای پسمل نازتو دیدم خدا بهتون ببخشه همیشه سایه تون رو سرش باشه.
من ی مدت درگیرم!!!!!!!!!!!!!
بعد سقط آخری دی گفتم دیگه تا ی سالی باردار نشم همه زندگیم شده دکتر دارو و بچه و سقط...... دیگه دکتر نرفتم حتی تاریخ پریها رو هم یادم رفت.اما گویا خیلی هم دست خودم نبود.
ی بار نزدیکی مشکوک داشتم چون فکر کردم نزدیک پریمه قرص نخوردم و ولی پری نشدم.. 19 فروردین وقت دکتر داشتم ... گفت بعد 3 سقط باید آز ژنتیک بدی.. اما وقتی دید باردارم گفت حالا نمیخواد انشالله که این بمونه. صبح و شب برام هپارین نوشت.
ی 10 روزی آمپولهامو زدم که ی روز صبح وقتی رسیدم سر کار دیدم خونریزی زیادی کردم. با رنگ پریده و چشم گریون باز رفتم بیمارستان. سونو کرد و گفت قلبش داره میزنه برو استراحت کن. ی چند روزی تو استراحت بودم که ی روز که داشتم سیکلوژست میذاشتم ی لخته بزرگ پرید بیرون...
با رنگ پریده باز پاشدم رفتم دکتر سونو کرد.. گفت هنوز قلبش میزنه خونهای قبلی بود چند روز خوابیدی موندن الان اومدن. خلاصه بازم استراحت و قرص و آمپول.
بعد 10 روز تازه امروز اومدم سر کار.. نمیدونم هنوزم هم قلبش میزنه یا نه!!!!!!!1
وای میترا الهی فدات شم! مبارک باشه عزیزم انشاله که این بار همه چیز خوب و راحت پیش میره تورو خدا استرس رو کنار بذار.... به خودت قول بده یکم آروم باشی
دوستی داریم که بارداری اولش مثل تو همش خونریزیهای شدید داشت ، تازه جفتش هم خیلی پایین بود .... کل 9 ماه استراحت داشت و الان یه پسر فوق العاده داره من که خیلی برات دعا می کنم هیچ خبری نمی تونست این همه منو شاد کنه بی خبر نذار منو
سلام به همگی میترا جون واقعا برات خوشحالم و ارزو میکنم که این نه ماه روو به سلا مت طی کنی فقط عزیزم سعی کن اروم باشی و استرس نداشته باشی به خدا این استرس برای ما سمه و خودش باعث سقط میشه میدونم سخته اما سعی کن بیخیال بشی بسبار به خدا مطمئن باش خودش نگهدارشه...
زهرا جون اگه میشه هر دفعه بیا کلوپ مامان ستاره ......عکسای جدید از پسرت نداری خدا برات حفظش کنه من که هر دفعه اون عکسی که با کلاه گیس ازش گرفتی میبینم ذوق میکنم ......میگم خدایا یعنی میشه منم یه نی نی سالم بغل بگیرم
ممنونم ستاره جون .....من براتی بودم تا هفته 33 انوکس هپارین زدم اصلا سخت نبود ....خیلی زود گذشت ...ب گاهی وقتا دلم برای باردازیم خیلی تنگ می شه.....دارو رو هر چی زدی تا اخر باید همونو بزنی....نمی شه عوضش کرد...خوش حالم که شما هم بالاخره موفق شدی .....تبریک می گم