2777
2789
عنوان

سقط مکرر

| مشاهده متن کامل بحث + 1158832 بازدید | 14067 پست
من برای سومین بار سقط کردم.... به کسی چیزی نگفته بودم، آخر نگاه ها و حرف های ترحم آمیز را دوست ندارم. این مدت خیلی با خودم فکر کردم. گفتم حتما خدا با من کاری دارد که هر بار بچه ام سقط می شود. شاید می خواهد چیزی را به من نشان دهد... دیدم چقدر قشنگ است به جای اینکه از خدا طلبکار باشم که آخر خدایا چرا به من بچه نمی دهی، جور دیگری نگاه کنم... دیدم چقدر بچه دار شدن معجزه ی بزرگی است... معجزه ای که برای خیلی ها اتفاق می افتد و حتی به آن فکر هم نمی کنند! و من در حسرت آن معجزه سال هاست که به انتظار نشسته ام... دیدم من معجزه را می بینم، می دانم... چیزی را که خیلی ها نمی بینند. دیدم خدا چه زیبا پرده ی عادت را از جلوی چشمان من کنار زده، چه زیبا مرا انتخاب کرده ، مرا به کناری کشانده و خارج از هیاهو و دغدغه های این دنیا و آدم های آن، با من خلوت کرده و نشانم داده که این فرایند عظیم، از همان لحظه ی اول تا لحظه های آخر هر لحظه اش یک معجزه است! معجزه ای که تا او نخواهد نمی شود. بارها و بارها به این فکر کرده ام که چرا بدن بقیه می تواند بچه ای را بپذیرد و بزرگ کند و بدن من نه؟ مگر من چه فرقی با بقیه دارم. مثل آن ها غذا می خورم، مثل آن ها زندگی می کنم، مثل آن ها... شاید هم حتی بهتر... اما ... اما اما آن ها فکر می کنند خودشان بچه دار شده اند. تازه فکر می کنند آن بچه ها مال خودشان هستند! ولی من هر چه فکر کردم دیدم نه من نه آنها هیچ کداممان بلد نیستیم تخمک آزاد کنیم! آن ها خودشان تخمک آزاد کرده اند یا با اشاره ی موجود برتری این تخمک اجازه ی آزاد شدن یافته؟ دیدم هیچ کداممان بلد نیستیم فرایند پیچیده ی لقاح را حتی شرح دهیم، چه برسد به آن که آن را انجام دهیم... دیدم هیچ کداممان حتی بلد نیستیم ریز به ریز جزئیات بدن یک جنین را بگوییم چه برسد به اینکه بدانیم کی در کدام ماه، کدام هفته کدام ساعت و کدام دقیقه، کدام عضو این فرشته ی کوچک باید ساخته شود و شکل بگیرد و کار کند. درست هم کار کند! همه ی اعضا، با نظم بی نهایت شگفت آوری درست کار کند.... دیدم هیچ کداممان حتی نمی دانیم چه اتفاقی می افتد که ناگاه در لحظه های آخر، آبشش های یک جنین آماده ی تولد، شروع به تبدیل شدن به شش می کنند! و به هوا نیاز پیدا می کنند و آن وقت است که دردهای زایمان مادر شروع می شود که مادر مطلع شود این فرشته ی کوچک دیگر به هوا نیاز دارد و باید بیرون بیاید! دیدم هیچ چیز نمی دانیم! چه برسد به اینکه کاری بخواهیم انجام دهیم! فقط فرق من با آنهایی که اصلا به این چیزها فکر هم نمی کنند و راحت و تندو تند بچه دار می شوند این است که من می دانم و آن ها نمی دانند. فرقمان این است که خدا من را انتخاب کرده تا در خلوت خود، یکی از بزرگ ترین معجزه هایش را با تمام جزئیات برایم شرح دهد. برایم به تصویر بکشد. و منِ ناتوان که حتی برای چند روز هم نمی توانم جنینی را در رحمم نگه دارم با تمام شکوه این قدرت رو به نظاره بنشینم و ناتوانی و بی چیزی جسم و جانم را در مقابل خالقی عظیم، پروردگاری گرانقدر و مهربان احساس کنم. چیزی که را که دیگران احساس نمی کنند.... اینقدر آرام می شوم وقتی می بینم انتخاب شده ام! آخر دیروز می خواندم که خدا بلا را برای دوستانش می خواهد! از شما چه پنهان خیلی ته دلم ذوق کردم که خدایا یعنی مرا به عنوان دوست خودت انتخاب کرده ای؟؟ من را؟ منِ حقیر پر گناه را؟؟ منِ ناسپاس را؟؟ من را انتخاب کرده ای و پرده را از جلوی چشمانم کنار زده ای تا دست قدرت تو را در یک شاهکار عظیم خلقت ببینم!! چرا من؟؟ آنقدر ته دلم خوشحالم که نگو. اشکالی ندارد که بقیه با حرف هایشان اذیتم می کنند... آنها که نمی دانند چه کسی دارد پشت پرده هایی که آن ها نمی بینند و نمی دانند با من چه حرف هایی می زند! چه شگفتی هایی نشانم می دهد! چقدر حالا که فکرش را می-کنم می بینم تحمل حرف های اطرافیان برایم راحت تر شده است... حالا که دوستی دارم که مرا انتخاب کرده برای خودش! از بین این همه آدم توی این دنیا دست گذاشته روی من! گفته تو را می خواهم! آن ها که نمی دانند... چه حس خوبی است که دوست به این قدرتمندی دارم. دوست به این مهربانی... دیشب قران میخواندم... خدا گفته بود از مسخره کردن هایشان خبر دارم... می دانم که اذیت می کنند. می دانم... ولی تو صبور باش... آه که چقدر این آیه ها به دلم نشست... چه خوب است که بدانی بهترین دوست تو! که خودش هم تو را انتخاب کرده، تو را می بیند و سختی هایت را هم می داند و حس می کند! از اذیت های دیگران کاملا خبر دار است... می داند، ...، خیر تو را هم می داند، تازه بهترین ها را هم برایت می خواهد! بهترین ها را! و چون خیلیییی خیلیی از تو بیشتر می داند، و چون حکمت دارد یعنی از آینده و گذشته و فلسفه و علت و راه حل همه ی مشکلات تو یا اصلا همه ی زندگی تو خبر دارد و اصلا اختیار همه اش به دست اوست، حالا او برایت انتخاب کرده که چند صباحی در این گذر کوتاه دنیا تنها باشی و شلوغی و قیل و قال کودکی، خلوت تو را از تو نگیرد تا بتوانی با این رفیق بی نهایت خوب خلوت کنی و عاشقانه نرد عشق ببازی.... راستی خدایا... حالا که مرا انتخاب کرده ای برای خودت، چقدر احساس می کنم سبک شده ام! انگارغم و غصه ها رفته اند! چه خوب است این حس قشنگ... نمی دانم در پس پرده ی حکمتت برای من در این زندگی دنیا چه تقدیر کرده ای... شاید نوشته ای که فردا من هم مادر شوم. شاید هم نوشته ای هیچ وقت لذت مادر بودن را نچشم... چون می خواهی لذت بسیار بسیار بالاتری را به من بچشانی.... راستی اگر تو که خوبِ مطلقی، این را برای من خواسته ای... ولی خدایا چه قشنگ است انتخابت برای من! هر چه باشد فرقی نمی کند.... عاشق انتخاب تو ام! حالا که مرا به عنوان دوست برگزیده ای... پس تو برایم انتخاب کن! تو انتخاب کن که راستش را بخواهی من هیچ چیز را نمی دانم برایم خوب است یا بد! همه امور زندگی ام را به تو می سپرم، تو مدیریتشان کن... من وقت ندارم! راستش می خواهم وقتم را همه اش را خالی کنم برای دوست خوبی که تازه پیدایش کرده ام! که از بین این همه آدم خوب توی این دنیا ، دست گذاشته روی من... و من مثل قطره ای که از رسیدن به اقیانوس بی کران خوشحال، سر در گم و گریان است! غرق تو ام! دنیا و اهلش را بی خیال... من به اقیانوس خویش رسیده ام....
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشه او ننگارم...
سلام دوستان منم دوتا سقط داشتم تو ماه 5 یکیشم ماه6 بهم گفتن باید عکس از رحمم بندازم تا بگن علت چیه؟اما خیلی میترسم نمی
عاقبت در یک شب از شبهای دور کودک من پا بدنیا مینهد ان زمان بر من خدای مهربان نام شورانگیز مادر مینهد.به امید ان روز

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سارا جون ازمایش ها مربوط به ایمنی و انعقادی هست. چند بار تو همین تاپیک بچه ها لیستشو گذاشتن. من انتی تیروگلوبولینم مشکل داشت و همینطورMTHFR اونم مشکل داشت. دارو هم از دو ماه قبل از بارداری اسپرین و پردنیزولون و ویتامین ب کمپلکس و سلنیوم و فولیک اسید و دوفاستون مصرف کردم. موقعی که فهمیدم باردارم هپارین هم شروع کردم. به علاوه لووتیروکسین. پردنیزولون هم هفته بیست بارداری برام قطعش کرد. و دوفاستون هم هفته 13 فکر کنم قطع کرد. دکترم طاهری پناه. شما اگه تهران نیستی می تونی بیای مرکز ابن سینا تهران. خیلی از بچه های تامیک و کلوب سقط مکرر تهران نیستن ولی نوبت ابن سینا گرفتن...یه روزه هم ازمایشاتشون رو دادن و رفتن تا زمانی که جواب ازمایشات اماده شده. وقتی هم مشکلتون مشخص بشه روال درمان رو بهتون میگن دیگه می تونین شهر خودتون تحت نظر باشین
خدایا شکرت.....
سلام دوستان عزیزم .یه سوال داشتم هرکسی میدونه لطف کنه جواب بده ممنون میشم . خواهر من ماه پیش یه سقط داشت تو هفته پنج و این ماه از وقت پریودش گذشته و بیبی چکش مثبته ..........تا چند هفته بعد از سقط امکان داره که بیبی چک مثبت باشه ......یعنی امکان داره که باز هم حامله شده باشه .مرسی .
سلام دوستان امیدورام همگی به زودی حاجت روا شیم آمینننننننننن مریم جون ممنون از نوشته ی ارام بخش و زیبایت من هم که در حال دفع هستم البته دردی ندارم و فقط لکه بینی دارم و گاهی هم لخته امیدوارم این دفه هم مثل دفه قبل خودش دفع شه
دست به دامن خدا که میشوم چیزی آهسته درون من به صدا در می آید که نترس ز باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست!
ایشالا بعد از تموم شدن این جریان به امید خدا میرم تحت نظر پزشک و ازش میخوام تمام ازمایشایی که در رابطه با سقط مکرر هست و برام بنویسه راستی دوستان دکترم به من فولیک 5 و اسپرین داد به نظرتون مصرفش و ادامه بدم یا دیگه لزومی نداره ؟؟؟؟؟؟؟؟ خواهش میکنم اگه کسی اطلاعی داره بهم بگه ممنون میشم
دست به دامن خدا که میشوم چیزی آهسته درون من به صدا در می آید که نترس ز باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست!
من قبلن عکس رنگی انداختم که همه چی نرمال بود عادت ماهانمم منظمه 28 روزه است ولی این بارداری های پوچ دیگه از کجا پیداش شد نمیدونم والا
دست به دامن خدا که میشوم چیزی آهسته درون من به صدا در می آید که نترس ز باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست!
مستانه جان اگه مطمئن هستی پوچ بوده و داره دفع میشه دیگه آسپرین و فولیک نخور خصوصا اگه شیاف پروژسترون استفاده میکردی دیگه نخور چون اگه ادامه بدی شیاف رو محکم بهت میچسبه و دفع نمیشه ...
سلام من 4 روز پیش از بتا دادم 160 بود 2 روز بعد تکرتارش کردم 95 شده بود دکتر گفت داره سقط میشه باید بره بالا ولی گفت دوباره ازمایشتو تکرار کن یعنی امکان داره بره بالا دویاره اگه تجربه دارین دریغ نکنید.....
اگر تنهای تنها شوم باز خدا هست او جانشین تمام نداشتن هاست خدایااااااااااااا یه گوشه جشم نگام کن ..................
سلام خیلی خیلی ممنونم فاطمه 66 لطف کردی عزیزم انشالله خدا بچه اتو برات هزار سال نگه دارهعزیزم من از چند وقت بعد از سقط می تونم به مرکز ابن سینا برای ازمایشات تکمیلی مراجعه کنم ایا قبل از مراجعه باید وقت بگیرم یا نه ؟
خدایا مطمئنم که حواست به من هم هست من منتظر رحمتت هستم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2836
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز