2777
2789
عنوان

سقط مکرر

| مشاهده متن کامل بحث + 1158863 بازدید | 14067 پست
سلام من امروز نتونستم بیام ولی همش به یاد مریم بودم اگر چه مطمئن مطمئن بودم چون بی بی چک تا حالا نشنیدم اشتباه کنه.
بازم مبارک باشه مریم جون
مواظب خودت و نی نی مون باش.
انشاله این خبرها قسمت بقیه بشه.

امیدوارم همه دوستام هم خوب باشن.
خدایا به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی ازت ممنونم.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام به همگی
مریم جون بازم تبریک عزیزم مراقب خودت و کنجدک باش
راستی چند هفتته؟
ببخشید نمیدونم کی پرسیده بود دکترم کی بود من ابن سینا فقط رفتم دکتر زنانش هم چند نفری بودن اما بیشتر پیش دکتر ظفردوست رفتم
مریم ججون عادت میکنی من بعد سقطم زمان امپول زدنم میرسید گریه میکردم دلم تنگ شده بود با اینکه دو ماه زده بودم نه هشت ماه. راحته من شکم و بازو میزدم روی ران زدم یک بار اینقدر کبود شد و خون اومد و بد شد که به غلط کردن افتادم و دیگه نزدم اما خیلی از بچه ها زدن و راضی بودن تو ران پا من هررررررررگززززز الانم واقعا دلم برای امپول زدن تنگ شده بااااور کن وقتی به این فکر کنی که برای فرشتت مایه ی حیات داری تزریق میکنی هر روز مشتاق میشی که وقتش برسه و بزنی

نگار جون فرشته تو چطورههههه ؟؟؟؟

نگار جون و مریم جون انشالله تیکر بزارید که ما بونیم چند هفته اید انشالله
نادیا جان
الان ابن سینا دکتر هایش عوض شدند و دیگه دکتر های با تجربه قبلی نیستند و همه جوون و تازه کارن.
مامان محمد پارسا دکتر عارفی بیمارستان بهمنه تخصصش هم از انگلستان گرفته ولی نمی دونم بهت وقت می دن یا نه
سلااااااااام
مریم گلی جون مطمئنا با حرفات بهم انرژی مثبت دادی بخاطر مسئله دیگه ای ناراحت بودم
مریم جان ازین به بعد باید به صدتا سوال جورواجور جواب بدی - گفته بودی سر کار میری وضعیت محل کارت چطوره ساعت کاریت تا کیه؟ مسافتش تا خونه چطوره نزدیکه؟ با چی می ری؟ تعجب نکن از سوالام چون منم میرم سر کار خیلی نگرانم که اگههههههههه حامله بشم چکار کنم خودش شده برای من یه معضل
قدر تو به اندازه ی صبر توست ... و رازهایت ، نهفته در صبرهایت
اصلا تو آمده ای که صبر کنی !


سلام
آره منم سوال دارم

مگه نمیگن باید یه شب در میون اقدام کنید. پس شما چرا پشت سر هم اقدام کردید؟
قبلا هم این روش رو پیاده میکردید؟
من همیشه فکر میکردم این روش خیلی خوب باشه و منطقی هم که فکر میکردم بنظرم میومد این جواب میده ولی خوب خیلی ها میگن یه شب در میون.

لطفا از کارشناس محترم برنامه دعوت میشه به سوال بنده هم جواب بدن

مریم جان معینی به استراحت و مرخصی از کار و ... اعتقاد داره؟


تا سوال بعدی خدا نگهدار

خدایا به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی ازت ممنونم.
سلام
نگار جون من آخرین تارخ پریم 9/5/92 بود که به حساب اون دقیقا 4 هفته میشه.
لیلا جون من الان یه قهرمانم. امروز با دستهای خودم اولین امپول رو به خودم زدم. خشکم زده بود. از شب تا صبح نتونستم بخوابم از فکرش . صبح قرار بود برم برام تزریق کنن که طی یه اقدام قیورمردانه خودم تصمیم گرفتم بزنم. به اون سختی که فکر میکردم نبود ولی بالاخره انجامش دادم. الان انگار یه باری از روی دوشم برداشتن. در مورد تیکر اصلا دوستش ندارم. ازش خاطره بد دارم. ایشاله یه مدت بگذره و من باورم بشه که همه چی میتونه خوب پیش بره بعد تیکر میزارم ایشاله.
شباهنگ جون خوبی؟؟؟؟؟؟؟ والا کارم پشت میز و با کامپیوتر و یه وقتهایی جلسه و این جور کارها. هر از گاهی هم ماموریت داخلی و بعضا خارجی هم دارم که الان به لطف رکود و تحریم کارها خیلی کم شده ماموریتها محدود. البته به نفع منه. در کل کارم استرس خاص خودش رو داره. ولی من سعی کردم کنترلش کنم.ساعت کاریم از 8:30 صبح تا 5:30 بعد از ظهره. یه روز غیر از جمعه هم تعطیلم. مسافتش خیلی نزدیکه . عید اسباب کشی کردیم اومدیم نزدیک محل کارمون خونه گرفتیم که حالا واقعا میفهمم زمان داشتن یعنی چی. هوا خوب باشه 20 دقیقه پیاده می رسم. برگشت سربالایی هست با یه تاکسی مستقیم میرم تا دم خونه. الان که هواگرمه صبحا هم با اتوبوس 2 تا ایستگاه میشه میرم. چون خیابونش یکطرفه هست نمیشه با تاکسی رفت پایین. سرکار سعی میکنم زیاد نشینم و هر یه ساعت پا میشم یه 5 دقیقه ای راه میرم که جریان خون تو بدنم مختل نشه.
من به خاطر داشتن بیمه و مخصوصا بیمه تکمیلی ترجیح میدم الان که مجبورم اینهمه هزینه کنم کارم رو داشته باشم.
ضمنا سه روز در هفته بعد از شرکت میرم کلاس زبان فرانسه تا 8 شب. حدودا 8:20 می رسم خونه.

نادیا جون به طور کلی کسایی که به طور نرمال اقدام میکنن یه شب درمیون بهتره. من چون با کیت اقدام داشتم روش اقدامش به اینصورته که سه شب پشت سر هم باشه. من اصلا در خودم نمی بینم یه شب درمیون برم اقدام. از بس که خسته و کوفته میشم. وقتی با کیت اقدام میکنی دقیقا میدونی کی تخمک گذاری برای همین لازم نیست یک ماه کمر همت ببندی و یه شب درمیون اقدام کنی. البته شما تازه عروسی و انگیزت قویه
معینی که چیزی نگفت برای کار یا استراحت........ ولی قاعدتا اگر کارت سنگین باشه یا با مواد شیمیایی سر و کار داشته باشی باید کارت رو ترک کنی دیگه

سوالی داشتین در خدمتم.
بچه ها برام دعا کنید که اون روز برسه که شکم منم بزرگ بشه و نی نیم دنیا بیاد........... نمی دونم چرا از ذهنم دوره.........ولی میدونم خدا اگر بخواد میشه....... خیلی برام دعا کنید. من براتون دعا میکنم
خدایا امانت زیبایت را به من ببخش. آمین
مرسی مریم جون از پاسخ کاملت -خیلی خوبه که محل کارت نزدیکه- برای من اینجور نیست اگه با مترو برم که 1:30 ساعت تو راهم اگه با ماشین شخصی که صبح 40 دقیقه و بعد از ظهرها هم که به ترافیک بستگی داره -امید بر خدا حالا تا اون روز یه کاریش میکنیم
خیلی مواظب خودت باش انشالله می رسه اون روزی که شکمت حسابی گرد و قلنبه بشه و بیای اینجا بگی کاش این چند روز باقیمونده زودتر تموم بشه وااااای اون روز رو تصور کردم حسابی ذوق زده شدم
قدر تو به اندازه ی صبر توست ... و رازهایت ، نهفته در صبرهایت
اصلا تو آمده ای که صبر کنی !

مریم جون اگر کبودی داشت نترسی ها.
دکتر گفت علامت بدی نیست برعکس علامت خوبیه چون زیرجلدیه.
البته اینا تجربیات من از تزریقهای همسرم بود

راستی خجالت داره ها یه سوزن دو سانتی نازک این همه کولی بازی داره؟ واقعا که !!!

خدایا به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی ازت ممنونم.

مخصوصا سلکسان که مثل آب خوردن میمونه.
سرنگش که سر خود آمپوله. راحت و آسوده درشو بردار و آروم بزن، خودشم که خارج میشه از پوستت و تموم.
من عاشق اون آخرشم که ضامنش فعال میشه اون محفظه شیشه ای میاد دور سوزن و آروم میکشدش بیرون.

حالا هپارین باید بکشی تو سرنگ بزنی سرنگو در بیاری. دنگ و فنگش بیشتره.
خدایا به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی ازت ممنونم.

نه بابا! سن ما و فشار و گرفتاریهای کار و شغلی و خانوادگی رو هم بهش اضافه کن. بنظرت حسی میمونه؟
من هم که متنفر از کار اجباری!
بمیرم کاری رو از روی اجبار نمیکنم. ولی این یکی رو مجبور بودم تن بدم دیگه.
خدایا به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی ازت ممنونم.
خدا از دهنت بشنوه شباهنگ جون.
ایشاله تو هم باردار شدی اون وقت بسته به شرایطت ببین برای کارت چه تصمیمی باید بگیری.

نادیا خوب من کولیم دیگه........ میترسم از آمپول... باور کن تو این یکساله که درگیر شدم چشمم به جمال آمپول روشن شده وگرنه من کجا تزریقات کجا. خیلی هم قهرمانم....... همسری هم هیمنو گفت که من خیلی قهرمانم . قراره برام جایزه بزرگ بخره

تا باشه از این کارهای اجباری
خدایا امانت زیبایت را به من ببخش. آمین
سلام به همگی خوبین؟
مریم جون مرسی عزیزم ایشالا زود برات این دوران بگذره بیای بگی ماه آخره
خودتو زیاد خسته نکن مراقب خودت باش
لیلا جون خوبی؟ فرشته کوچولوام ایشالا خوبه راستش دیروز یه بار لکه بینی داشتم زنگ زدم دکتر گفته فعلا چند روزی آسپرینمو قطع کنم شبی یه دونم شیاف استفاده کنم
منم یکم به خودم مطمین شم شاید تیکر بزارم فعلا دارم میرم تو هفته ٧ بر اساس پریم
برام دعا کنید دوست جونیا
شرایگین جون هیچکی نمیتونه کمکت کنه بجز خودت نوبتای دکترتم برو کنسل نکن اینجوری بی انگیزه تر میشی بالاخره خودت باید به فکر خودت باشی دیگه
ایشالا تند تند خبرای خوب بشنویم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز