ته قصه خودشو پیدا کرد اون که بین جمعیت گم شده بود.....اونی که به جای زخمای خودش مرهم زخمای مردم شده بود......چه دقیقه هایی که با حسرت بین آدمای خوشبخت گذشت........کی میتونه حالتو درک کنه کی میدونه که چقدر سخت گذشت
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
خانم های :>>عقده ای، عصبی،پر حرف، غیبتی، از خود راضی، غرغرو، قضاوت کننده ها، بی اعتقاد ها ، ترس از مریضی(الخصوص کرونا) و توکل و امید نداشتن به خدا، جا نماز آبکش ها، بادمجون دور قاب چین ها،احساساتی بیش از حد، عاشق های جوگیر، و اونایی که فقط حرف خودشون درسته، و اونایی که ارزشی برای خانواده و آقایون قائل نیستند، و شوهر شون فقط برای پول و خوش گذرونی دوست دارن، اونایی که تحمل سختی ندارن و دوست دارن همیشه راحت و خوشحال باشند و ناسزا به زمین- آسمون -خدا و... میگن، اونایی که خیلی خودشیرین هستند برای نی نی یار ها،کسانی که همه رو به یک چشم می بینند، اونایی که میگن چرا ما فقیر هستیم و بقیه پولدار_چرا پولدار نیستیم، کسانی که شکر گزاری نمی کنندریپلای و لایک نکنند، مدیون میشی، اگر هم بخوای جواب امضاء منو بدی، من راضی نیستم و بازم مدیونی(مگر این که برای جواب دادن اجازه بگیری) ، استثنا کسانی که میشناسم و بقیه که جز این دسته نیستند
۴ سال یا ۵ سالم بود،عاشق پسر دائی بابام شده بودم که همسن بابام بود😂گریه میکردم به مامانم میگفتم میخ ...
😅😅😅😅😅
یه زمان خیلی از رنگ عوض کردن آدما غصه میخوردم ولی امروز فقط بهشون میخندم. دیدم که پول فایده نداشت، شهرت کافی نبود، دیدم موفقیتهای پرسر و صدا هم عمری داره و فقط شخصیتته که میمونه برات. میخندم به تصورات خودم، که هربار از نگاه من چقدر اون آدمها بزرگ به نظر میرسیدن و تهش مثل یک حباب به اشاره ای از روزگار، تموم!