من کلا سوتیا خونه پدر شوهرمه این مال دیشبه من چای دم کردم بعد خیلی کم رنگ بود مث چای سبز با زنجبیل زیاد ریختم مادر شوهرم حساسه همون که اومد داخل شوهرم گفت مگع نگفتم زنجبیل زیاد بریز بعد مادر شوهرم گفت ای بابا یعنی بیشتر از این بعد اعصابم خورد شد گفتم یعنی چی جلو مادرت دعوا میکنی گفت دیونه نمیگفتم که تیکه تیکه اتمیکرد اون اصلا زنجبیل ندوست ببخشید بیشتر شبیه خاطره است تا سوتی
تیکر بارداریم نیست .خدایا یه بچه سالم و صالح بزار تو دلم 😘
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
در حقیقت ما همه«بشر» بودیم ،تا اینکه«نژاد» ارتباطمان را برید،«مذهب» از یکدیگر جدایمان ساخت،«سیاست» بینمان دیوار کشید و« ثروت» از ما طبقه ساخت...! لطفا لایک نکنید
ما دوروز از عقدمون میگذشت همه ندیده بودیم دوروز بعدش اومد منم تو حیاط بودم همون که اومدسلام کرد چپیدیم تو اتاق حالا نبوس کی ببوس فقط بوس وقتی اومدیم بیرون همه اینطوری بودن
اش نخورده ودهن سوخته یعنی این
تیکر بارداریم نیست .خدایا یه بچه سالم و صالح بزار تو دلم 😘
رفته بودیم شوش برای زیارت نبی دانیال😁بعد مسیرو گم کردیم داداشم رو میز کمک راننده نشسته بود و بابام رانندگی میکرد داداشم پنجره رو زد پایین از ی مردی میخواس آدرس آرامگاه و بپرسه گفتش ک:آقا دانیال کجاس🙄😂😂😂😂😂😂😂😂😂