سلام به همه....میگم ادماتایه چیزی روازدست ندن قدرشونمیدونن واقعا حقیقته محضه...شایدتاقبل ازشیوع این بیماری مسری خیلییییی به اینکه سلامتی چقدرمهمه فکرنمیکردیم! لااقل هرروزبهش فکرنمیکردیم لااقل خودمودارم میگم...اماالان تقریبا درطول روزچندباربهش فکرمیکنم به سلامتی عزیزام...خداهمه روازاین بلاحفظ کنه...چقدرروزای قبل بی غل وغش وبدن ترس واسترس میرفتیم بیرون!!! اماالان همش بایدنگران باشیم بیرون رفتنی دستامون الوده نشه!!!!!!! نگران بیرون رفتن عزیزامونم باشیم!!!! هوووففففف که چقدردلم براروزایی که بدون ترس وفکروخیال بدون ترس ازبیماری بیرون میرفتیم تنگ شده! الان که فکرمیکنم میبینم درمقابل این ترس...ترس ازبیمارشدن وخداییی نکرده زبونم لال ازدست دادن عزیزامون خدایییی نکرده چقدردرمقابلش دغدغه های قبلیمون کوچیک وبی معنی بود وهست!!!!!! واقعا ادم گاهی توشرایطی قرارمیگیره میگه کاش به روزای قبل برمیگشتم باهمون دغدغه ها امالااقل این ترس همرامون نبود!!!!!! خداااااایاااااامردم کشورموحفظ کن ازاین بیماری.....همه خونواده ها....امین....بیاین همه باهم یه حمدبخونیم.....