منم تنها دلخوشیم پسرم بود برای همیت تصمیم گرفتم جدا بشم. تا زمانی که من توی اون خونه بودم. شوهرم با کسی رفت و آمد نمی کرد، بچه رو جایی نمی برد همه ش کنج خونه بود و دلتنگ. هر موقع هم شوهرم از دست من عصبانی میشد کتکش میزد. الان پیش خانواده ی شوهرمه. اونها هم پر جمعیت و مهربونن و دوستش دارن.
ای خدا بالاسری سیل زیر پا کن زینه خوب و میره لیش ز هم سوا کن🤷♀️