درکت میکنم منم با مادربزرگم همسايه بودم قبلا خاله هام همه چیه زندگیمو چک میکردن و یکیشون خیلی حواسش به همسرم بود و مقایسه میکرد بخدا از دیشب همش دارم حرص میخورم دیشب که ماشینم پارک بود همسايه زد بهش دو بار بچم افتاد امشب هم تو خونه مادربزرگم الکی باهمه دعوام شد و زدم بیرون ای خدا خیلی خسته شدم