نظر من اینه ک ازصب تا شب قبل اینک شوهرت بیادکارهات رو بکن و وقتی اومد برو تو اتاق خواب گوشیت رو بگیر دستت و تنها بمون تا وقتییییی ک بره فردا
اونوقت ببین چجوری دلش برا شام داغ و خونه ی تمیز و حتی غر غرهات تنگ میشه(البته این روش رو پیشنهاد میدم چون خانوادت نمیزارن طلاق بگیری منم قبل طلاق از ینکارا میکردم) ولی یبار عروسی داشتیم خیلی بد و ازقصد کتکم زد صورتم داغون شد زنگ زدم همه ریختن خوتمون یک نصفه شب و بابا مامانم با اون قیافه منو دیدن و گفتن تو ازوقتی عروسی کردی اینجوری زندگی می کنی؟ خودشون همون شب منو بردن بیمارستان نامه بگیرم برا کبودیام و فردا صبحش هم افتادن دنبال کارهای طلاق و شکایت
سر یک هفته شوهرم رو بازجویی هم کردن
سرعت عملمون اونقدر بالا بود ک شوهرم تعجب کرده بود😐عین چی پشیمون شد و قسمت نشد جدابشیم
حالا دیشب باهم دعوا افتادیم حرف ناحق زد درحالی ک من همچین کاری نکرده بودم و هی پشت سرهم توهین میکرد و چیزای مزخرف میگفت بره رو اعصابم بلند شدم انقدر زدمش ک دلم خنک شد اونم سرشو انداخته بود پایین و فقط میخورد ازم فک کن با پشت دستم زدم تو دهنش دوسه تا کشیده خوابوندم زیر گوشش جرئت نکرد ی انگشتش رو بهم بزنه
تا اون باشه ک منو عصبانی نکنه بشینه هِرهِر بهم بخنده😒
امروزم مثل اینک بهش گفتن من مقصر نیستم اومد معدرتخواهی و منت کشی اما نشستم تو اتاق خواب محلش نزاشتم وگرنه دفه ی بعد پررو تر میشد
توهم آبروشون ب یورت کاری کن خانوادت پشتت باشن و بعدشم شکایت کن بامدرک
من کبودیهام و پزشک قانونی خیلی کمکم کرد